مایه عزت، ز مردم روی پنهان کردن است
از نظر خود را نهفتن، جسم را جان کردن است
سالک راه خدا بودن، به این طول امل
همرهی در راه با غول بیابان کردن است
در کتاب گل، به آب زر نوشتهست این حدیث
سیم وزر اندوختن بهر پریشان کردن است
داشتن سوز محبت را نهان در استخوان
در نیستان آتش سوزنده پنهان کردن است
ناله را با این ضعیفی در دلت کردن اثر
با کمان سست، تیر از پیل پران کردن است
نیست در تعریف خود، جز قیمت خود کاستن
خودفروشی سر به سر از مایه نقصان کردن است
نان خود را داشتن واعظ ز محتاجان دریغ
همچو ایشان خویش را محتاج یک نان کردن است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان ویژگیهای حقیقی شخصیت و ارزشهای انسانی میپردازد. او تأکید میکند که داشتن عزت و احترام به خود به معنای پنهانکاری و دوری از خودستایی است. سالک راه خدا باید از دنیا دوری کند و همراهی با انسانهای ناتوان و گمراه را بر خود هموار سازد. همچنین، درک عمیق محبت و عشق در قلب انسان به معنای ابراز نکردن آن در ظاهر است. در پایان، شاعر به انتقاد از افرادی میپردازد که به خاطر خودپرستی و خودفروشی، ارزش خود را کاهش میدهند و به دیگران محتاج میشوند.
هوش مصنوعی: منبع عزت و بزرگی در این است که انسان از دید دیگران پنهان بماند، به گونهای که خود را از چشمها دور کند و تنها به رشد روح و جان خود بپردازد.
هوش مصنوعی: سفر کردن به سوی خدا به مانند تلاش برای همراهی و مبارزه با دشواریها و مشکلات بزرگ در مسیر است.
هوش مصنوعی: در کتاب گل آمده است که این گفته را با آب طلا نوشتهاند: جمع کردن نقره و طلا فقط برای به هم ریختن اوضاع است.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که احساسات عمیق و سوزان محبت، مانند آتشی درون وجود فرد نهفته است. این عشق نه تنها قابل دیدن نیست، بلکه در عمق وجود فرد جا گرفته و به آرامی شعلهور است، درست مانند آتش پنهان در نیستان.
هوش مصنوعی: اگر با این ضعف و ناتوانی در دل تو نالهای سر شود، مانند این است که بخواهی با کمان ضعیف، تیری را که از دمی از فیل پرتاب میشود، به هدف برسانی.
هوش مصنوعی: انسان در واقع با کاهش ارزش خود تعریف نمیشود، بلکه خودفروشی و کمارزش کردن خویش تنها به نقصان و نقصان شخصیت منجر میشود.
هوش مصنوعی: اگر واعظ نان خود را داشته باشد و از نیازمندان دریغ کند، در واقع او خود را هم به نیاز یک نان انداخته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خنده دزدیدن به دل گل در گریبان کردن است
لب گشودن رخنه در دیوار بستان کردن است
تنگ خلقی را به همواری مبدل ساختن
چشم تنگ مور را ملک سلیمان کردن است
گریه را در آستین دزدیدن از چشم بدان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.