گنجور

 
واعظ قزوینی

روزگار جامه دیبا و فرش مخمل است

کعبه دل را لباس درد دین مستعمل است

دام مکری زال دنیا را چو حب و جاه نیست

طره مرغول این غداره دود مشعل است

بازدارد راحت دنیا ترا از بندگی

از خدا غافل شدن تعبیر خواب مخمل است

ذکر حقشان هم‌عنان فکر باطل می‌رود

رشته تسبیح یاران چون نگاه احول است

بی‌قراری‌های ما، زینت‌فزای حسن اوست

گرد سر گشتن کتاب حسن او را جدول است

پای بر خود چون نهی واعظ، چه باک از حادثات

فارغست از سیل، آن کو بر فراز این تل است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عبدالقادر گیلانی

پای دل در کوی عشقت تا به زانو در گِل است

همّتی دارید با من زانکه کاری مشکل است

من ندانم کین دل دیوانه را مقصود چیست

کو همیشه سوی سرگردانی من مایل است

فیل محمودی فرو ماند اگر بیند به خواب

[...]

ادیب صابر

تا دلم در دست آن سیمین بر سنگین دل است

زیر پای من ز آب چشم و خون دل گل است

جز جفای من نگردد در دل سنگین او

بر ندارد سنگ خارا آنچه او را در دل است

نیست نرمی در دلش با دیده پرآب من

[...]

همام تبریزی

بار دل بر تن نهادن کار ارباب دل است

این که عیسی بار خر بر دوش گیرد مشکل است

ای عزیزان رهرو راه دلارام است دل

چون سبک‌بار است پیش از کاروان در منزل است

مرغ عرشی آرزوی آشیان دارد ولی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از همام تبریزی
سلمان ساوجی

من خیال یار دارم، گر کسی را بر دل است

کز خیال او شوم، خالی، خیالی باطل است

چشم عیارش، به قصد خواب هرشب تا سحر

در کمین مردم چشم است و مردم، غافل است

عشق، در جان است و می، در جام و شاهد، در نظر

[...]

کمال خجندی

گرچه از باران دیده خاک آن کو پر گل است

پای عاشق در گل از دست دل از دست دل است

بنده را گر پیش خویش از مقیلان خوانی رواست

هر که رو در قبله روی تو دارد مقبل است

دل همه تن اشک خونین گشت و آمد سوری چشم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه