|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به عشق و جدایی اشاره میکند. او از دلبستهای میپرسد که حال عاشق را نپرسد، زیرا خود او با عشق بیمیل است. همچنین به قدرت و جریان سیل اشاره میکند و میگوید کسی که مانع آن است، نمیتواند از واقعیت آن آگاهی پیدا کند. بهطور کلی، شاعر نشان میدهد که درک عمیق از عشق و احساسات نیازمند تجربه و ارتباط با آنهاست.
هوش مصنوعی: از حال و روز عاشق از من نپرس، تو که خود هیچ تمایلی به عشق نداری.
هوش مصنوعی: تو که به خاطر مواضع خودت در مسیر زندگی تغییرات واقعی را نمیبینی، چطور میتوانی درک کنی که یک جریان پرقدرت چطور حرکت میکند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کردنی بایدت عزازیلی
تا زند دست لعنتش سیلی
گاوی آنگه چه گاو! چون پیلی
نکشد پیه خویش را میلی
تا شد از سنگ و صَعقه و سیلی
گردن سبز خوارگان نیلی
کرده هر شب ز گنبد نیلی
در هوای تو ماه قندیلی
دارم از عشق درد دل خیلی
نیست درمان به غیر واویلی
چشم ما بحر در نظر دارد
کرده هر گوشه ای روان سیلی
هست ما را به میخوری ذوقی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.