لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
اوحدی

ای گرامی بهشت مسجد نام

خلد خاصی ز روح جنت عام

شاه دیوارت، ای عمارت خیر

بن و بیخ کنشت کنده و دیر

از تو دین را نظام خواهد بود

در تو مهدی امام خواهد بود

نیم شب دیدهٔ مؤذن بام

دیده زین سوت صبح و زان سو شام

از ستونهات بیستون سنگی

وز طبقهات آسمان رنگی

به مسافر در این سرای سرور

منبرت سدره را نموده ز دور

بتو گردون ارادت آورده

در تو گبران شهادت آورده

کرده هر شب ز گنبد نیلی

در هوای تو ماه قندیلی

زیر این قبه‌های خرگاهی

در عرق رفته گاو با ماهی

ز اوج مقصورهٔ تو پیش ملک

اعتراف قصور کرده فلک

از شعاع تو در شب تیره

مسجد بصره را بصر خیره

طور در طورهای بام تو درج

قاف در کاف گنبدت شده خرج

ماه نو مرغ وقت ساعت تو

جمع کروبیان جماعت تو

دین به پشتی روی دیوارت

کرده اسباب شرک را غارت

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عنصری

چون بیامد بوعده بر سامند

آن کنیزک سبک زبام بلند

برسن سوی او فرود آمد

گفتی از جنبشش درود آمد

جان سامند را بلوس گرفت

[...]

مسعود سعد سلمان

چیست آن کاتشش زدوده چو آب

چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب

نیست سیماب و آب و هست درو

صفوت آب و گونه سیماب

نه سطرلاب و خوبی و زشتی

[...]

ابوالفرج رونی

ثقة الملک خاص و خازن شاه

خواجه طاهر علیک عین الله

به قدوم عزیز لوهاور

مصر کرد و ز مصر بیش به جاه

نور او نور یوسف چاهی است

[...]

سنایی

ابتدای سخن به نام خداست

آنکه بی‌مثل و شبه و بی‌همتاست

خالق الخلق و باعث الاموات

عالم الغیب سامع الاصوات

ذات بیچونش را بدایت نیست

[...]

وطواط

الترصیع مع التجنیس

تجنیس تام

تجنیس تاقص

تجنیس الزاید و المزید

تجنیس المرکب

[...]