حزین منشین که نوروز بهار است
جهان چون خضر خطت سبزهزار است
بهار افروخت زینت در گلستان
محل فیض سیر گلعذار است
گل و سنبل پریشان از صبا شد
فراز و شیب صحرا لالهزار است
به یک سو نوحهگر قمری ز کوکو
نوای بلبل و صوت هزار است
چمن زینتفزا شد از بهاران
رخ یارم همیشه نوبهار است
از آن با گل شود با منطقی شرط
رخ و گیسوی او لیل و نهار است
ندارم طاقت دوری ز وصلش
چو گل جانان و طغرل همچو خار است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و شکوه بهار اشاره میکند و از چگونگی تغییرات ناب در طبیعت و دلانگیزی گلها و صحراها سخن میگوید. او به شادی بهار و زیبایی گلستان پرداخته و نوای خوش پرندگان را به تصویر میکشد. شاعر از محبت و عشق به محبوبش میگوید و بیان میکند که دوری از او برایش سخت و زجرآور است، مانند گلی که دور از نور و لطافت، به خار تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: ناراحت نباش که بهار و نوروز فرا رسیده است، زیرا دنیای ما مانند خضری است که در آن سبزهزارها و تازگیها وجود دارند.
هوش مصنوعی: بهار زیبایی و شگفتی را در گلستان به نمایش گذاشته و محیطی سرشار از نعمت و خوشبوئی برای گلها فراهم کرده است.
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی گل و سنبل را پراکنده کرده و دشت پر از لالهزار اکنون به تماشای زیباییهای خود مشغول است.
هوش مصنوعی: در یک سمت، صدای نوحه و غم قمری به گوش میرسد و در سمت دیگر، آواز پرنشاط بلبل و نوای زیبا و متنوعی از هزاران صدا به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: چمن به خاطر بهار و زیبایی چهره محبوبم در همواره سرسبز و شاداب است.
هوش مصنوعی: چهره و موی او همچون گل است و زیبایی او به اندازه شب و روز تغییر میکند.
هوش مصنوعی: من طاقت دوری از وصالش را ندارم، مانند گلی که عاشق است و خار را نمیتواند تحمل کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گل رخسارگانش را بیاراست.
بنفشه زلفکانش را بپیراست.
خوشا وقتا که وقت نوبهار است
مساعد روز و میمون روزگار است
زمین چون لعبت شمشاد زلف است
جهان چون کودک عنبر عذار است
کجا پایت برآید گلستان است
[...]
مشو خاقانیا مغرور دولت
که دولت سایهٔ ناپایدار است
به دولت هر که شد غره چنان دان
که میدانش آتش و او نیسوار است
چو صبح است اول و چون گل به آخر
[...]
نه پنهان بر درستیش آشکار است
اثرهایی کز ایشان یادگار است
ره عشاق راهی بیکنار است
ازین ره دور اگر جانت به کار است
وگر سیری ز جان در باز جان را
که یک جان را عوض آنجا هزار است
تو هر وقتی که جانی برفشانی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.