شوخ بیباکی که کرده خانه مردم خراب
تیغ ابرویش برای قتل من دارد شتاب
مانی از بهر هوای صورت زیبای او
چون فلک سرگشته افتادست تا یومالحساب
سوخت مغز استخوان در سینهام از عشق او
کشور دل را بود از دست حسن او عذاب
آنقدر کلک قضا نازید هنگام رقم
کز میان خوبرویان تا تو را کرد انتخاب
لاله از داغ تمنای بهار عارضت
کرد در صحرای خجلت خیمه حسرت طناب
دیدهام خوبان عالم را ولی مانند تو
نه به هشیاری بدیدم نه به مستی نه به خواب!
یاد آن فرصت که بر روی تو هنگام سحر
از سرشک اشک گلگون میزدم جای گلاب!
نوبهار عارضت را داد رونق گریهام
زینت گلزار باشد دائم از رشح سحاب
چاک زد جیب قبای خویش گل اندر چمن
ز انفعال روی تو چون جیب مستی از شراب
آفتاب خاوری از شرم افتد در کسوف
گر ز روی خود کشد آن شاهد موزون نقاب
طغرل از موج خیال من معمای دقیق
میشود بیرون به فکر تام چون در خوشاب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر از تأثیر عمیق نگاه و ابروهای معشوق بر دل و جان خود سخن میگوید و احساس میکند که عشق او برایش عذابی بزرگ است. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچکس را در عالم مانند او ندیده است. همچنین شاعر از غم و حسرتی که در دلش به خاطر دوری از معشوق وجود دارد، صحبت میکند و شرم آفتاب را در برابر زیبایی او توصیف میکند. در نهایت، شاعر با بیانی عاطفی و تصویری از احساساتش میگوید که معشوقش بزرگترین راز و معما برای اوست.
هوش مصنوعی: یک فرد شاد و بیپروا که با رفتارهایش زندگی دیگران را به هم ریخته، حالا با چشمانش که مانند تیغ است، به من نزدیک میشود و قصد آزار و نابودیام را دارد.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و زیبایی او مانند آسمان در حیرت و سرگشتگی فرو رفتهام و این حال من تا روز حساب ادامه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: دل من از عشق او بسیار آزار میبیند و رنج میکشد، گویی که درد و حرارت این عشق تا عمق وجودم رسیده و باعث سوختن جانم شده است. سراسر وجودم تحت تاثیر زیبایی او قرار گرفته و از آن رنج میبرم.
هوش مصنوعی: قضا و سرنوشت آنقدر با ناز و کرشمه رفتار کرد که از بین زیبا رویان، تو را برگزید و انتخاب کرد.
هوش مصنوعی: گل لاله به خاطر آرزوی دیدن تو، در دشت خجالت، خیمهای از حسرت برپا کرده است.
هوش مصنوعی: در جهان افرادی نیکو و زیبا را دیدهام، اما هیچکس را نظیر تو نه در حالتی هوشیارانه و نه در حالاتی مستی و خواب مشاهده نکردهام!
هوش مصنوعی: یاد آن زمانی را میکنم که هنگام سحر بر روی تو اشک میریختم و آن قطرات شبیه گلهای سرخ بود، بهطوریکه جای عطر گلها را میگرفت.
هوش مصنوعی: بهار با زیبایی و چهرهات، زندگی را به من هدیه داده است. اشکهای من مانند گلهای این باغ، همیشه درخشندگی و زیبایی دارند که از بارانِ نعمت جاری میشود.
هوش مصنوعی: جیب قبای خود را چاک زد و گلی را در چمن یافت، همچنان که چهرهات نشانی از بیقراری دارد مانند جیب مستی که از شراب تر شده است.
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید از شرم خود در کسوف محو میشود، اگر آن معشوق زیبا نقاب از چهرهاش بردارد.
هوش مصنوعی: طغرل از خزر خیال من به رازهای دقیقی پی میبرد و این در حالی است که من به طور کامل در اندیشهام، همچنان که در آب خوشی غوطهور هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شهریار دادگستر خسرو مالک رقاب
آنکه دریا هست پیش دست احسانش سراب
آسمان جود گشت و جود ماه آسمان
آفتاب ملک گشت و ملک چرخ آفتاب
بنگر اکنون با خداوند جهان شاه زمین
[...]
تا ببردی از دل و از چشم من آرام و خواب
گه ز دل در آتش تیزم گه از چشم اندر آب
عشق تو باچار چیزم یار دارد هشت چیز
مرمرا هر ساعتی زین غم جگر گردد کباب
با رخم زر و زریر و با دلم گرم و زحیر
[...]
مهترا ، هر چند شعرم زان هر شاعر بهست
تا توانستم نکردم من ز شعری اکتساب
قصد آن دارم که دامن در چنم زین روز بد
روز خوب خویش جویم بر ستوری چون عقاب
تا همی خوانم کتاب و تا همی جویم شراب
[...]
سر و بالایی که دارد بر سر گل مشک ناب
آفت دلهاست و اندر دیدهام چون آفتاب
روی رنگینش چو ماه تافته بالای سرو
زلف مشکینش چو مشک تافته بر ماهتاب
صبر از آن خواهم همی تا عشق او پوشم به صبر
[...]
ای بیان جود تو بر کاغذ روز سپید
نقش کرده خامه قدرت به زر آفتاب
هر کجا کلک تو شد بر صفحه کاغذ روان
تیغ هندی را نماند با نفاذش هیچ تاب
در هوایت هر که چون کاغذ دوروئی پیشه کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.