ماه من امروز در مصر ملاحت شاه شد
یوسف از شرم جمال او به زیر چاه شد
جام می بییاد لعل او نصیب من مباد
همدم بزمم اگر چندی که مهر و ماه شد!
تار گیسوی کمندش گشت دام مرغ دل
دانه خال سیاهش تا مرا دلخواه شد
کی امان یابد ز تیر ناوک دلسوز او
سینه آن کس که محنتسنج این درگاه شد؟!
از هلال ابرویش شرمنده گردد ماه نو
وز صفای عارضش خورشید رنگ کاه شد
باج خوبی را ز خوبان جهان گیرد رواست
بس که نام او به خوبی در همه افواه شد
در ازل کلک قضا تصویر رویش میکشید
بلبل روح من از بوی گلش آگاه شد
این معما حل کند هر کس بدو طغرل غلام
در بیابان توشح مطلبم همراه شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای یک معشوق اشاره میکند و تأثیر عمیق او بر دل و جانش را بیان میکند. او از زیبایی و جذابیت معشوق، که به او حسادت میکند، سخن میگوید و چگونه این زیبایی باعث آزار قلب کسانی میشود که به او عشق میورزند. شاعر همچنین به قدرت و تاثیرگذاری نام او در زبانها و دلها اشاره میکند و در نهایت، به رابطهای که با این معشوق برقرار کرده است و تأثیر آن بر زندگیاش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: امروز ماه من در زیباییاش به مقام سلطنت در آمده است و یوسف به خاطر شرم از زیبایی او به زیر چاه رفت.
هوش مصنوعی: نمیخواهم از می، که به یاد لبهای سرخ اوست، بنوشم. حتی اگر مدتی در کنار بزم و جشن باشم، چون آفتاب و ماه فراموش شدهام!
هوش مصنوعی: تارهای گیسوی او مانند دامهایی شده که دل من را صید کردهاند و لکه سیاه او به اندازهای مرا مجذوب کرده که دیگر نمیتوانم از او چشم بردارم.
هوش مصنوعی: کی به کسی اجازه داده میشود که از تیرهای زهرآگین عشق در امان باشد؟ آن کس که به این درگاه آمده و سختیها و زحمات را میسنجد، چطور میتواند آسوده باشد؟
هوش مصنوعی: هلال نازک ابرویش باعث میشود که ماه نو احساس شرم کند و پوست زیبا و شفاف او باعث میشود که خورشید رنگش به زردی کاه متمایل شود.
هوش مصنوعی: هر کس که خوبی را از نیکان جهان بگیرد، حق دارد. چرا که نام او به خاطر خوبیاش در دلها جاودانه شده است.
هوش مصنوعی: در آغاز، قضا و تقدیر تصویر چهره او را رسم میکرد و بلبل روح من با عطر گل او آشنا شد.
هوش مصنوعی: هر کسی که بتواند این معما را حل کند، باید بداند که طغرل، که به معنای مرغی بزرگ و نماد قدرت است، در بیابانی به همراه من آمده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل که سوزان بود خندان از رخ آن ماه شد
آنچنان کآتش گل از فیض خلیل الله شد
سینه تنگم دل خون گشته را در حبس داشت
زخم پیکانت ز بهر جستن او راه شد
در زنخدانت دلم از قید نام و ننگ رست
[...]
ماه سیماندام من هرچند عالیجاه شد
پیکرم سیماب، کارم آه، رنگم کاه شد
حسن او از عشق من بالید سر بالا کشید
دستم از شاخ وصالش سر به سر کوتاه شد
یاد آن رخسار گلگون میبرد حالت ز من
[...]
دست بانو گرچه از دامان شه کوتاه شد
لیک بر گردون بلند از دست آن گمراه شد
از پس او پور اوکمبیز شاهنشاه شد
سرزمین مصر او را فتح بر دلخواه شد
بعد مرگش مملکت آشفته و گمراه شد
نیز اسمردیس غاصب بر گزافه شاه شد
زان میان دارای بن گشتاسب زیبگاه شد
[...]
گر کس از سر علی مرتضی آگاه شد
میتوان گفتن که آگاه او ز سر الله شد
چون منور عرصهٔ آفاق از آن ماه شد
در میان لشگر انفس ظهور شاه شد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.