گنجور

 
نورعلیشاه

تا ز درس عاشقی دل نکته آگاه شد

سینه هم بیکینه گشت و مخزن الله شد

در خرابات مغان هرکس که او با ما نشست

خوش طلسم لاشکست و گنج الا الله شد

از تمنای طواف کعبه صاحب دلان

هر گدائی بر در میخانه شاهنشاه شد

همچو ما پا برفراز نه فلک خواهد زدن

هر کرا دست طمع از این و آن کوتاه شد

بر در دیر مغان آنکس چو من جویای حق

کبر و ناز از سر نهاد و بنده درگاه شد

سالک راه خدا شد آنکه رهبر یافته

وانکه خود رأی است در راه خدا گمراه شد

تا که شد نور علی در بزم سید جرعه نوش

محرم اسرار گشت و عارف بالله شد

 
 
 
گنج‌نامهٔ حاجی‌جلال
فضولی

دل که سوزان بود خندان از رخ آن ماه شد

آنچنان کآتش گل از فیض خلیل الله شد

سینه تنگم دل خون گشته را در حبس داشت

زخم پیکانت ز بهر جستن او راه شد

در زنخدانت دلم از قید نام و ننگ رست

[...]

طغرل احراری

ماه سیم‌اندام من هرچند عالی‌جاه شد

پیکرم سیماب، کارم آه، رنگم کاه شد

حسن او از عشق من بالید سر بالا کشید

دستم از شاخ وصالش سر به سر کوتاه شد

یاد آن رخسار گلگون می‌برد حالت ز من

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از طغرل احراری
ملک‌الشعرا بهار

از پس او پور اوکمبیز شاهنشاه شد

سرزمین مصر او را فتح بر دلخواه شد

بعد مرگش مملکت آشفته و گمراه شد

نیز اسمردیس غاصب بر گزافه شاه شد

زان میان دارای بن گشتاسب زیب‌گاه شد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ملک‌الشعرا بهار
صغیر اصفهانی

گر کس از سِرّ علی مرتضی آگاه شد

می‌توان گفتن که آگاه او ز سر الله شد

چون منور عرصهٔ آفاق از آن ماه شد

در میان لشگر انفس ظهور شاه شد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه