گنجور

 
طغرل احراری

ماه سیم‌اندام من هرچند عالی‌جاه شد

پیکرم سیماب، کارم آه، رنگم کاه شد

حسن او از عشق من بالید سر بالا کشید

دستم از شاخ وصالش سر به سر کوتاه شد

یاد آن رخسار گلگون می‌برد حالت ز من

هرکجا طرف گلستانم نشیمنگاه شد

از کمال شدت درد و الم‌های فراق

می‌ندانم صبحدم یا چاشت یا بیگاه شد؟!

لب‌شکر، دندان‌گهر، شیرین‌تکلمْ دلبران

دیده‌ام اما نه یک همچون توام دلخواه شد!

دامن وصلش چه امکان است چون آید به کف

من جلیس اهل فقرم او انیس شاه شد؟!

یاد چشم نیم‌مستش می‌رباید هوش من

هر سیه‌چشمی که منظورم گه و ناگاه شد

نه دماغ شکوه از معشوق دارم نه ز غیر

بس که در روز الستم این بلا همراه شد

خواسته منظومه‌ای انشا (کنم) از بهر دوست

دل پی نام دلارامش موشح‌خواه شد

از سر هر بیت من حرفی به هم آورد نیست

هر که دانست این عمل از اسم او آگاه شد

نیستم از ناسپاسان طریق عاشقی

نام او طغرای ابیاتم بحمدالله شد!

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فضولی

دل که سوزان بود خندان از رخ آن ماه شد

آنچنان کآتش گل از فیض خلیل الله شد

سینه تنگم دل خون گشته را در حبس داشت

زخم پیکانت ز بهر جستن او راه شد

در زنخدانت دلم از قید نام و ننگ رست

[...]

طغرل احراری

ماه من امروز در مصر ملاحت شاه شد

یوسف از شرم جمال او به زیر چاه شد

جام می بی‌یاد لعل او نصیب من مباد

همدم بزمم اگر چندی که مهر و ماه شد!

تار گیسوی کمندش گشت دام مرغ دل

[...]

ملک‌الشعرا بهار

از پس او پور اوکمبیز شاهنشاه شد

سرزمین مصر او را فتح بر دلخواه شد

بعد مرگش مملکت آشفته و گمراه شد

نیز اسمردیس غاصب بر گزافه شاه شد

زان میان دارای بن گشتاسب زیب‌گاه شد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ملک‌الشعرا بهار
صغیر اصفهانی

گر کس از سر علی مرتضی آگاه شد

می‌توان گفتن که آگاه او ز سر الله شد

چون منور عرصهٔ آفاق از آن ماه شد

در میان لشگر انفس ظهور شاه شد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه