اشکیست مرا ستاره بردوش
آهیست ز آسمان درآغوش
دور از تو ز هفت پردهٔ چشم
خونستکه جوش میزندجوش
دُر سخن تو می رباید
گوشم ز زبان زبانم از گوش
خوب آمدهئی بیا که از شوق
پژمرده دلم گشاد آغوش
عیشم بزبان گرفته گوئی
کز خاطر غم شدم فراموش
گفتم بروم که بینمش روی
اینک رفتم ولیک از هوش
مشکین رقم بیان «طالب»
سرجوش طبیعتست بینوش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.