هرگز به یاد ما زر و گوهر نمیرسد
ما را بیغیر یار به خاطر نمیرسد
اشکی به دیده کی رسد از گرمی جگر
از شیشه این شراب به ساغر نمیرسد
در پیش ما که بیسروسامان عالمیم
دردسری به منت افسر نمیرسد
دل معرفت ز عشق پذیرد که آینه
روشنگری چو نیست به جوهر نمیرسد
تا کی طبیب شکوه کنی از جفای دهر
شرح غم فراق به آخر نمیرسد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساس ناکامی و دردهای عاطفی میپردازد. شاعر اشاره میکند که نه ثروت و معانی گرانبها به یاد ما نمیرسند و دردها و غمهایمان بیپاسخ میمانند. او با استفاده از تصاویری همچون اشک و شرابی که در ساغر نمیرسد، حسرت و ناامیدی را به تصویر میکشد. به طور کلی، او بیان میکند که در دنیایی بیسازمان و بیخودی، هیچ چیزی نمیتواند تسکیندهندهی دردهای عاطفی و فراق باشد و غم و اندوه همواره ادامه دارد.
هوش مصنوعی: هیچگاه یاد ما را ثروت و جواهر فراموش نمیکند، بلکه فقط در کنار یار بدون هیچ حسادت و غیرتی به یاد ما میآید.
هوش مصنوعی: وقتی که دل و جگر داغ و داغ است، اشکی به چشم نمیآید. این شراب هم از شیشه به لیوان نمیرسد.
هوش مصنوعی: ما در دنیای بینظم و آشفتهای زندگی میکنیم و در این شرایط، هیچ مشکلی به اندازهی دردسرهایی که افسران و مقامهای ردهبالا دارند، برای ما اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: دل برای درک حقیقت و معرفت نیازمند عشق است، زیرا بدون عشق، مانند آینهای میماند که نمیتواند روشنی را نشان دهد و به عمق ذات دسترسی پیدا کند.
هوش مصنوعی: تا کی باید از ناملایمات زندگی شکایت کنی؟ درد جدایی و غم آن، هرگز تمام نمیشود و پایان ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ره میبریم و دیده به رهبر نمیرسد
کان میکنیم و تیشه به گوهر نمیرسد
مالش دهیم خاک سیه را به آب سرخ
چون دستمان به زردی اختر نمیرسد
بینامه هدایت تو در طریق شمع
[...]
دل شد ز دست و دست به دلبر نمیرسد
مرده به جان و تشنه به کوثر نمیرسد
غواص بحر عشق چو ماهی به دام جهد
چندین صف گرفت و به گوهر نمیرسد
شاخ درخت وصل بلندست و سر کشید
[...]
دولت به ملک عشق به هر سر نمیرسد
سر تا بریده نیست به افسر نمیرسد
جایی که عارضِ تو به دعوی طرف شود
میراث آینه به سکندر نمیرسد
ناامن گشته میکده از دست رهزنان
[...]
شاهی به نشئهٔ می احمر نمیرسد
تاج و نگین به شیشه و ساغر نمیرسد
دست از سبب مدار که بیابر نوبهار
یک قطره از محیط به گوهر نمیرسد
نتوان به دست و پا زدن از غم نجات یافت
[...]
دل سوخت از شتاب و به دلبر نمیرسد
این تشنهلب دریغ به کوثر نمیرسد
اشکم به دیده کی رسد از گرمی جگر
از شیشه این شراب به ساغر نمیرسد
در پیش ما که بیسروسامان عالمیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.