بساقی گفت در میخانه مستی
بدستی ساغر و مینا بدستی
که عهد دوستی با ما نگارا
چرا بستی و بی موجب شکستی
بپرس از ما که واپس ماندگانیم
براحت ای که در منزل نشستی
عماری کش مرو چندان شتابان
کنون چو محملش بر ناقه بستی
مگر آن دل شکن آمد که از دل
بگوشم آمد آواز شکستی
بشارت باد خاصان حرم را
که عزم تو به دارد بت پرستی
مگر با یار می خوردی که از شوق
طبیب امشب نه هشیاری نه مستی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، بساقی به میخانه و حال و هوای مستی اشاره میکند. او از معشوقهاش میپرسد که چرا عهد دوستی را شکسته است، در حالی که آنها همچنان به یاد او هستند. او به این فکر میکند که شاید دلشکنی پیش آمده که صدای شکست را شنیده است. همچنین بساقی به خاصان حرم بشارت میدهد که معشوقهاش به سوی بتپرستی رفته است. در نهایت، او به حال خود اشاره میکند که نه به حالت هشیاری است و نه مست، گویی در دو دنیای مختلف سرگردان است.
هوش مصنوعی: در میخانه، ساقی گفت که در دستش یک جام و یک ظرف می است و به اینوسيله حال خوشی دارد.
هوش مصنوعی: ای دلبر، چرا و به چه دلیلی پیمان دوستیات را با ما شکستی و بدون هیچ دلیلی این رابطه را پاره کردی؟
هوش مصنوعی: از ما بپرس که ما از سفر به مقصد بازماندهایم، در حالی که تو راحت و بیدغدغه در خانه نشستهای.
هوش مصنوعی: ای عماری، دلنگرانی نداشته باش و در این لحظه نگران نباش، زیرا که اکنون زمان شتابزدگی نیست و تو به آرامی میتوانی در مسیر خود پیش بروی. مگر اینکه محملت بر دوش این شتر باشد!
هوش مصنوعی: اگر آن کسی که دل را میشکند بیاید، آوای دلشکنی را از دل من خواهد شنید.
هوش مصنوعی: خبر خوش برای ویژهخادمان حرم این است که تو تصمیم به ترک بتپرستی گرفتهای.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است تنها به خاطر دیدار یار، این شب شوق و هیجان را تجربه کرده باشی? امروز نه در حالت هشیاری هستی و نه به سرخی مستی رسیدهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همه سالِه، به جَشنَ انْدر نِشَستی،
چُو یک ساعتْ دِلَش بر غَم نَخَستی.
خائی گنده ترسا پرستی
در اسلام را بر خود ببستی
چه دست آویز داری اندر اسلام
زناری در میان آویز دستی
بمستی بر سر حمدان نشستی
[...]
شها چون پیل و فرزین شه پرستم
نه چون اسبست کارم رخپرستی
رهی آمد چو رخ پیشت پیاده
چو فرزین میرود اکنون ز مستی
چو نوشینباده را در پرده بستی
خمار بادهٔ نوشین شکستی
توئی صاحب قران عین هستی
که بت با بتکده در هم شکستی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.