سهل است سنائیا سنای تو
وین قدر و فضیلت و بهای تو
نزدیک کسی که او خرد دارد
کمتر ز بهیمه (ای) بهای تو
اشعار ترا بجملگی دیدم
آورد عطیه مان عطای تو
بردیم عطیئه ترا بر . . . ن
خوه پور تو و خوهی بقای تو
مرشعر ترا نقصیه ای گفتم
این بود و جزین نبد سزای تو
در . . . ن مهل و بگوی شاهد
آئینه روی یا قفای تو
کاییته قفا چنان بود دلی
کاینجا بچه شاهد و عصای تو
مشک اکنون که موی مییابد
اسیل و ترا بود گیای تو
آگاه شدی ز ماجرای من
آگاه شدم ز ماجرای تو
بالا بنمای ای سنائی هان
تا چند کزی است بوریای تو
هرکس که ترا بدید، لعنت کرد
بر آدم پیر پارسای تو
اینست جواب آن کجا گوید
ای گشته ز تابش و صفای تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره ویژگیها و فضیلتهای سنایی (شاعر معروف ایرانی) است و تأکید میکند که ارزش و مقام او در نظر خردمندان بسیار بالاست. شاعر بیان میکند که آثار سنایی را خوانده و از ارزش معنوی آنها آگاه است. او به کسانی که به سنایی انتقاد میکنند اشاره میکند و از آنها میخواهد تا با دیدی بازتر به او و آثارش نگاه کنند. در نهایت، شاعر از سنایی میخواهد که مقام خود را نمایان کند و به تحسین و ستایش او بپردازد، در حالی که به انتقاداتی که بر او شده نیز پاسخ میدهد.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که چه بسا این که تو با استعداد و تواناییات در حوزهای خاص شناخته شدهای، چیزی نیست؛ زیرا ارزش و بهای واقعی تو فراتر از اینهاست.
هوش مصنوعی: اگر با شخصی که دانش و خرد دارد، نزدیک شوی، ارزش تو به مراتب بیشتر از یک حیوان است.
هوش مصنوعی: شعرهای تو را بهطور کامل مشاهده کردم، و همه آنها را به عنوان هدیهای از طرف تو در نظر میگیرم.
هوش مصنوعی: ما هدیهات را به تو آوردیم، در حالی که تو فرزند نیکی و بقای خود هستی.
هوش مصنوعی: من فقط این عیب را دربارهی تو گفتم و بیشتر از این هم نمیتوانستم بگویم.
هوش مصنوعی: در دل شب، از تو میخواهم که به من اجازه دهی تا به چهرهات که در آئینه نمایان است، نگاهی بیفکنم یا از پشت سرت، دیدی به دست آورم.
هوش مصنوعی: عزیزم، تو در پس صحنهها همانند دلی هستی که اینجا، در کنار تو، نظارهگر و پشتیبان است.
هوش مصنوعی: اکنون که مشک صورتش میگیرد مانند مو، عشق تو برای من زنده و تازه است.
هوش مصنوعی: تو از داستان من باخبر شدی و من هم از داستان تو آگاه شدم.
هوش مصنوعی: ای سنایی، به بالا بنگر، تا کی در این دنیا در عذاب و رنج هستی؟
هوش مصنوعی: هرکسی که تو را ببیند، بر آدم سالخورده و پارسای تو نفرین میکند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که این پاسخ، آن جایی است که میگوید: ای کسی که تحت تأثیر نور و زیبایی تو قرار گرفتهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای گشته ز تابش صفای تو
آیینهٔ روی ما قفای تو
همین شعر » بیت ۱۲
اینست جواب آن کجا گوید
ای گشته ز تابش و صفای تو
ای گشته ز تابش صفای تو
آیینهٔ روی ما قفای تو
بادست به دست آب و آتش را
با صفوت و نور خاکپای تو
با تو چه کند رقیب تاریکت
[...]
ای گشته اسیر در بلای تو
آن کس که زند دم ولای تو
عشّاق جهان همه شده واله
در عالم عزّ و کبریای تو
بر قصه عاشقان خود بر زن
[...]
ای آنکه بنزد عقل فاضلتر
از آب حیات خاک پای تو
تشویر همی خورد بهشت الحق
از مجلس بزم دلگشای تو
بگشاده ملک زبان بمدح تو
[...]
چون نیست کسی مرا به جای تو
ترک همه گفتم از برای تو
نور دل من ز عکس روی توست
تاج سر من ز خاک پای تو
خوش خوش بربود جان شیرینم
[...]
چشمی که فتاد بر لقای تو
شد مشرق گوهر از صفای تو
هر روز هزار باد می میرد
هر کس که نمرد از برای تو
جان داد به خضر چشمه حیوان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.