به چشم عاشقان آید سرین گرد گلرنگش
زهی خفتنگه نرمش زهی خارشگه تنگش
صفات . . . ن آن کودک چه گویم خود، که آن کودک
همه . . . نست و . . . ن و . . . ن ز پایش تا شتا لنگش
ندانم تا چه خواهد شد به سال بیست کاندر ده
نگوید آخ، اگر تا . . . یه بفشارد خر غنگش
شنیداست از کسی، کز سنگ سیم آید همی بیرون
ز بهر سیم ورزیدن خوش آمد بوق چون سنگش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است درباره زیبایی و لطافت عاشقانه، توصیف یک کودک و ویژگیهای خاص او. شاعر از نرمی و جذابیت او میگوید و به گمانهزنی درباره آیندهاش اشاره میکند. همچنین، به جزئیات ظریف زیبایی و دلنشینی او میپردازد و احساسات عمیق خود را از طریق تشبیهات و توصیفهای شاعرانه ابراز میکند. در نهایت، به اتصال زیبایی با چیزهای دیگر مانند سنگ و سیم اشاره میشود که به نوعی نشان دهنده تضادها و پیچیدگیهای زندگی است.
هوش مصنوعی: به نظر عاشقان، سر و فرم زیبا و رنگین او مانند گلی است که در حال خواب است. نرمی بدنش و تنگی آن، این احساس را بیشتر میکند.
هوش مصنوعی: در مورد ویژگیهای آن کودک چه بگویم، که او تمام وجودش سرشار از زیبایی و لطف است و از سر تا پا، خوش نوا و دلنشین میباشد.
هوش مصنوعی: نمیدانم در سال بیست چه اتفاقی خواهد افتاد، زیرا وقتی در دهانش فریاد میزند، اگر تا زمانی که فشارش دهند، باز هم هیچ نگوید.
هوش مصنوعی: شنیدهام که شخصی از سنگهای نقرهای بیرون میآید و برای پرورش نقرهها تلاش میکند. صدای بوق مانند صدای سنگی است که به او خوش میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شبی از مجلس مستان برآمد ناله چنگش
رسد از غایت تیزی بگوش زهره آهنگش
چو بشنودم سماع او، نگردد کم نخواهد شد
ز چشمم ژاله اشک و ز گوشم ناله چنگش
چگونه گلستان گوید کسی آن دلستانی را
[...]
گل اندامی که من دارم نظربرروی گلرنگش
ز رنگ آفتابی، آفتابی می شود رنگش
نمی دانم قماش دست سیمینش، همین دانم
که کار مومیایی می کند باشیشه ام سنگش
نمی آید برون از خانه از شرم تماشایی
[...]
به تاراج جنون دادم چه هستی و چه فرهنگش
در آتش ریختم نامی که آبم میکند ننگش
به مضمون جهان اعتبارم خنده میآید
چها این کوه درخون غوطه زد تا بسته شد سنگش
به شوخی بر نمیآمد دماغ ناز یکتایی
[...]
بتی دارم که چتر مهر باشد زیب اورنگش
فلک بر چشم سازد سرمه خاک لعل شبرنگش
ز هجرانش به تلخی جان شیرین میکنم لیکن
چو فرهادم درین کوهسار و کی اندیشم از سنگش؟!
من از فکر میانش کی برون آیم سر مویی؟!
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.