خر سر خمخانه را لبیشه کنم لب
تا کنم از روی تیشه چون لب ارنب
وانگهش آرم برون بشعبده بازی
ارنبکی ارنب رنود ملقب
باز سرش بشکنم بسنگ هجا خرد
تا نه بعانه هجا رسد نه بعنغب
. . . و هجا سخت کرده دارم و عغعغ
می کشمش هر دمی سبوزم غبغب
ماده خرش را چو اسب عاری درویش
نام کنم گه عیال و گاهی مرکب
آن خر مرده که کرکسان و کلاغان
طعمه بمنقار ازو کنند و بمخلب
گند چنان خر بجای گند دماغش
دارد بوی عبیر و عنبر اشهب
گوید من شاعرم بسی سخن خوب
از نفس من منظم است و مرتب
بانگ خوش آرد جلاجل سخن من
نزد اجلا جلالتم بملقب
گویم نی کز خران اوش و قنوشی
که کش آخر چیان میر مقرب
وارث میر عمید نصر براهیم
ناقد الفاظ پارسی و معرب
میر مهذب سخن که باکس و ناکس
هرگز لفظی نراند کان نه مهذب
نیست عجب گر سرای اهل سخن را
از صلتش گردد آستانه مذهب
کوکبه فاضلان روی زمین راست
رایت اقبال ازو رسیده بکوکب
ذات ورا ایزد از مکارم اخلاق
هیئت و ترکیب داد و کرد مرکب
سیری آز و نیاز خلق جهانرا
در کف دادش نهاده مطعم و مشرب
باب فصولات لطف اوست مقسم
دفتر تصنیف جود اوست مبوب
باب فتوت بخلق کردی مفتوح
فاتحه آموختی هنوز بمکتب
تجربة الجود اگر نویسد کلکش
گنج گهر بخشد این خطی است مجرب
ای سخن آرای را بفکرت مدحت
روز بسر بردن و گذاشتن شب
تا بزید سوزنی ثنای تو گوید
عمر گذارد برین فضیلت موجب
محمل صدق است و کذب شعر که گفتند
اعذب شعر آن بود که باشد اکذب
اعذب اگر هست و نیست مدح تو صدقست
هست مرا این قصیده اصدق و اعذب
مدح سرای توام بغیب و بحضرت
نیست دمی یادت از ضمیر مغیب
مدح جز از تو زبان بنادر گوید
یاد تو در پیش سینه باشد اغلب
مدح و ثنای تو شد ز جمله اوراد
ورد من و مجد دین مؤید نخشب
طول بقای تو خواستیم ز یزدان
عمر تو عیش توهنی و مطیب
کف بدعا برگشاده ایم بحاجت
دعوت ما مستجاب گردان یارب
ماه بعقرب از آنکه نیک نباشد
ماه بقای عدوت باد بعقرب
عقرب زلفان و ماهرویان بادند
بسته و بگشاده پیش تو کمر و لب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف خر و ویژگیهای آن میپردازد و به طور استعاری به مسایل اجتماعی و اخلاقی اشاره دارد. شاعر در این اثر به تمسخر و نقد وضعیت اجتماعی و سخنسرایان در جامعهی خود میپردازد. او خر را به عنوان نمادی از نقصان و ناتوانی به تصویر میکشد و در عین حال به ستایش فضایل انسانی و اخلاقی میپردازد. همچنین، شاعر نگاهی به ممدوح خود دارد و از او به عنوان منبع دانش و ویژگیهای برجسته یاد میکند، در عین اینکه به وضوح به اهمیت صداقت و راستگویی در شعر اشاره دارد. در نهایت، شاعر دعای طول عمر و عفت برای ممدوح خود را میطلبد.
هوش مصنوعی: من میخواهم در گوشهای از خمخانه، در کنار سرم، لباسی زیبا بپوشم تا لذت ببرم و از زیباییهای آنجا بهرهمند شوم، مثل لبهای خوشرنگ و زیبا.
هوش مصنوعی: سپس من او را در یک نمایش جالب و شگفتانگیز ظاهر میکنم که به شیوهای خاص و سرگرمکننده، ویژگیهای خاص او را به نمایش بگذارم.
هوش مصنوعی: من دوباره سرش را با سنگ بشکنم تا نه از طریق هجا به او برسد و نه از طریق معنی.
هوش مصنوعی: من به شدت در تلاش هستم و هر لحظه صدای بلندی از خودم درمیآورم، در حالی که به سمتی میروم که نمیتوانم آرامش پیدا کنم.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که منِ شخصی از زندگی عادی و حقایق ساده، همواره در حال تغییر و تحول هستم. گاهی خود را در قالب یک خانواده و گاهی نیز در نقش یک وسیله نقلیه میبینم. این وضعیت نشاندهندهٔ عدم ثبات در زندگی من است.
هوش مصنوعی: خر مردهای که لاشخورها و کلاغها بر آن راه میروند و با منقار و پنجهاش طعمه میزنند.
هوش مصنوعی: بو و عطر یک خر چنان عالی و دلپذیر است که حتی به زیبایی و خوشبویی عطرهای خوب مثل عنبر هم میرسد.
هوش مصنوعی: میگوید من شاعر هستم و سخنان زیبایی از وجودم به طور منظم و مرتب بیرون میآید.
هوش مصنوعی: صدای خوش از بزم سخن من در محضر بزرگواران و جلالتم به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: میگویم که از زحمتهای کسانی که در نهایت به مقامهای بالا و نزدیکی به درگاههای حکومتی دست مییابند، خسته و ناامید نمیشوم.
هوش مصنوعی: امامتی با استعداد در زبان فارسی و عربی، نسل او از میر عمید نصر براهیم، که به دقت واژهها را بررسی میکند.
هوش مصنوعی: سخنگویی که آداب زبان را میشناسد هرگز در مورد هر کسی بیمورد سخن نمیگوید زیرا او تربیت شده و ملاحظهکار است.
هوش مصنوعی: طبیعی است که در خانه اهل کلام و ادب، با نزدیک شدن به اوهانات و مباحث معنوی، احساس روحانی و مذهبی پدید آید.
هوش مصنوعی: علم و دانش بر بهترین افراد جهان سایه افکنده است و نشانههای کامیابی از آنها به دیگران رسیده است.
هوش مصنوعی: خدای متعال از فضائل اخلاقی و ویژگیهای نیکو، وجودی بینظیر و عالی خلق کرده است.
هوش مصنوعی: او تمام خواستهها و نیازهای انسانها را در اختیارشان قرار داده و غذا و نوشیدنی را برایشان مهیا کرده است.
هوش مصنوعی: بهار و فصلهای خوشی و رحمت او باز شده است و دفتر کارهای نیکو و بخششهای او به زیبایی تقسیم میشود.
هوش مصنوعی: در زندگی با شجاعت و جوانمردی رفتار کردی و در حقیقت، دروازهای به سوی اخلاق خوب باز کردی. هنوز هم درسهای معنوی و آموزههای درست را از کسانی که در این مسیر هستند، فرا میگیری.
هوش مصنوعی: اگر تجربه بخشندگی را بنویسیم، نتیجهاش مانند گنجی از دُر و جواهر خواهد بود. این نوشته، تجربهای است که به درستی به دست آمده است.
هوش مصنوعی: ای آنکه سخن را زیبا میگویی، بیندیش که چگونه روز را در ستایش تو بگذرانم و شب را به خاطر تو فراموش کنم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که سوزنی بتواند در مدح و ستایش تو سخن بگوید، عمرش را در این فضیلت سپری کرده است.
هوش مصنوعی: شعر میتواند راست و دروغ باشد و به گفتهها نظرات مختلفی وجود دارد. بهترین شعر، آن است که در عین زیبایی و جذابیت، از حقیقت نیز فاصله نگیرد.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و زشتی در مدح تو وجود داشته باشد، صدق و راستگویی آن را تأیید میکند. برای من این شعر از همه زیباتر و راستتر است.
هوش مصنوعی: من همیشه در مدح و ستایش تو هستم، هم در حضور و هم در غیاب تو، فراموشی یادت را از عمق وجودم حس نمیکنم.
هوش مصنوعی: ستایش تنها از تو به زبان ستیغها میرسد و یاد تو در دلها بیشتر از همیشه حاضر است.
هوش مصنوعی: ستایش و تمجید از تو، به عنوان تمامی اذکار و دعای من در آمده است و درخشش دین، تحت حمایت تو قرار دارد.
هوش مصنوعی: ما از خدا خواستیم که طول عمر و بقا تو را بخواهد و زندگی و خوشیات را خوش و دلپذیر سازد.
هوش مصنوعی: با دستانمان دعا کرده و درخواستهایمان را به تو ارائه میدهیم، پروردگارا، خواهش میکنیم که دعای ما را مستجاب کنی.
هوش مصنوعی: اگر ماه در برج عقرب قرار گیرد، نشان خوبی نیست. پس امیدوارم که دشمنیات در همین برج عقرب باقی نماند و از بین برود.
هوش مصنوعی: زلفهای پیچیده و خوشرویان همچون عقرب در جلو تو، کمر و لبهای خود را بسته و گشودهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش در آغوشم آمد آن مه نخشب
کاش که هرگز سحر نمیشدی این شب
مهوشی از مهر در کنار من آمد
چون قمر اندر میان خانهٔ عقرب
عشق به جایی مرا رساند که آنجا
[...]
باز غم و غصه کرد روز مرا شب
سوخت دل من به حالت دل زینب
نداشت چه حالی به قتلگاه که یارب
دید ز نعل سمند و از سم مرکب
شمس حقیقت امام حاضر غائب
در خور حمد و ثنا و مدح و مناقب
خدمت اوراست جبرئیل مواظب
درگه اوراست روح قدس مراقب
رتبت درگاه او سپهر مطبق
[...]
صبر و قرارم دگر به یک نظر امشب
از تن و جانم ربود شوخ شکرلب
کاکل مشکین به دوش اوست؟ نه بالله
هشته به سر، آن نگار، عنبر اشهب
موی پریشش به عین طرفه کمندیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.