اعلی خدایگان جهان از سفر رسید
منت خدایرا که بفتح و ظفر رسید
تمغاج خان اعظم مسعود رکن دین
کز وی بسعد اکبر و اصغر نظر رسید
شاهی که ماه رایت منصور او بقدر
از ماه برگذشت و بخورشید در رسید
خورشیدوار تیغ کشید و بهر کجا
در ملک سایه بود بدان سایه بررسید
شاه ممیز متمیز بنیک و بد
کزوی جز بنیک و بد و نفع و ضرر رسید
لشگر بحرب یاغی و طاغی دلیر کرد
تا باغ و بوستان ممالک ببر رسید
صیت و صدای کوس و مصافش بنصر و فتح
از شرق تا بغرب بهر بحر و بر رسید
از طعن و ضرب تیغ و سنان در صف نبرد
بر هر نئی صریر نهاد و بسر رسید
بر فرق دشمنان ملک تیغ بندگانش
هر ضربتی ز کوی کله تا کمر رسید
سیمرغ را بتهمت طوطی چو بابزن
مرکبک را ز سینه سنان در جگر رسید
اعدای شاه را بلب آمد چو درفتاد
آتش بمرغزار و بهر خشک و تر رسید
گردان کارزاری پیکار جوی را
از سهم شاه کار باین المضر رسید
زی مستقر شاهی خود شاه بازوار
پرواز کرد و باز بدین مستقر رسید
دشمن شکار کرده و مقهور کرده خصم
زاحوال او مبشر خیرالبشر رسید
شاهنشهی که جنت دنیاست حضرتش
چون از سفر بحضرت نزدیکتر رسید
گرد نعال و همهمه باد پایگانش
خوش چون سماع و سرمه بسمع و بصر رسید
از فر شاه جنت دنیا بخرمی
با جنت النعیم بهم در بدر رسید
اندر دل مقیم و مسافر ز عدل شاه
شادی مقیم گشت چو شاه از سفر رسید
بی آنکه شاه مژده وری نصب کرده بود
جان از قدوم شاه بدل مژده ور رسید
منت خدایرا که ز حظرت بقهر خصم
دشمن شکر برون شد و دشمن شکر رسید
ای بر سپهر سلطنت مشرق آفتاب
نور تو تا بخاور از باختر رسید
هر شاهرا زمسند و گاهست زیب و فر
باز از تو گاه و مسند را زیب و فر رسید
تیغ تو از قضا و قدر بهره مند بود
اعدات را بلا ز قضا و قدر رسید
خون گردد آب در شمر از سهم تیغ تو
چون وقت آب خون شدن اندر شمر رسید
آش سیاست تو کلاغان و کرکسان
خوردند و باز نوبت جنسی دگر رسید
تو کامران و خرم و خوشدل بخسروی
بنشین که خسرویرا شیرین ببر رسید
افراسیاب وار زعیش آی سوی جشن
کاین عیش و جشن با تو زببچه پدر رسید
ای سوزنی بمدحت سلطان گوهری
گاه طویله کردن در و گهر رسید
از عسکر طبیعت و عمان خاطرت
مشگ شکر گشادی و درج درر رسید
در بارگاه شه شکر و در نثار کن
گاه نثار کردن در و شکر رسید
طول بقای شاه جهان خواه و مدح گوی
عمر طویلت ار بدمی مختصر رسید
هم در ثنای شاه زن آندم کز آن ثنا
عمر مدید و عیش هنی بر اثر رسید
عمر مدید و عیش هنی شاهرا سزد
قطع کلام بر سخن معتبر رسید
بیش از ستاره باد شها سال عمر تو
هم بیش از آنکه و هم ستاره شمر رسید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف بازگشت یک پادشاه بزرگ و پیروزیهای او میپردازد. شاعر با ستایش از خدا که با نصرت و پیروزی پادشاه را همراه کرده، به او لقبهایی چون "خان اعظم" و "شاه ممیز" میدهد. او با کنایهای به قدرت پادشاه، از شجاعت لشکریان و شکست دشمنان سخن میگوید و پیروزیها را با تصاویری زیبا توصیف میکند. در نهایت، شاعر با ابراز امیدواری برای بقای عمر پادشاه، به جشن و شادی ناشی از بازگشت او اشاره میکند و برای او طول عمر و خوشی آرزو میکند.
هوش مصنوعی: خدای بزرگ جهان از سفر برگشت و با خود پیروزی و موفقیت را به ارمغان آورد. سپاسگزاریم که به این نتیجه خوشایند دست یافتیم.
هوش مصنوعی: تمغاج خان، پادشاه بزرگ مسعود، که رکن دین است و از او نعمت و برکت به بزرگ و کوچک میرسد.
هوش مصنوعی: شاهی که مانند ماه درخشان و بزرگ است، آنقدر بر دیگری برتری دارد که به خورشید نزدیک میشود و از او پیشی میگیرد.
هوش مصنوعی: خورشید مانند شمشیری بران ظاهر شد و در هر جایی که سایهای وجود داشت، به آن سایه توجه کرد و آن را بررسی کرد.
هوش مصنوعی: سلطانی که توانایی تشخیص خوبیها از بدیها را دارد، از او تنها خوب و بد و سود و زیان به ما میرسد.
هوش مصنوعی: لشکر قوی و جسور به جنگ آمد تا به باغها و باغستانهای سرزمینها برسد.
هوش مصنوعی: نام و آوازهاش به همگان رسید و صدای جنگ و نبردش به پیروزی و فتح منجر شد. این پیروزی از شرق تا غرب، بر تمامی دریاها و سواحل پخش گردید.
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، هر بار که به دیگری حمله میشود و ضربهای به او زده میشود، صدای ناله و زاری او بلند میشود و این نشاندهندهی پایان کار اوست.
هوش مصنوعی: تیغ بندگان ملک بر سر دشمنان فرود میآید و هر ضربهای از سر تا کمر آنها را هدف قرار میدهد.
هوش مصنوعی: سیمرغ به جای طوطی متهم شد و در حالی که با خنجر به سینهاش ضربه میزد، به دلش رسید.
هوش مصنوعی: در زمان حضور شاه، فجایع و آتشسوزیهایی رخ داد که همه چیز را در همه جای مرغزار و درختان و زمینهای خشک و تر تحت تأثیر قرار داد.
هوش مصنوعی: گردانندگان میدان جنگ که به جستجوی جنگ و نبرد هستند، به خاطر فرصت و نصیب خود از پادشاه به این سرزمین رسیدند.
هوش مصنوعی: از مقام و موقعیت خود، شاهی که مانند پرندهای پرواز میکند، دوباره به همان مقام بازگشت.
هوش مصنوعی: دشمن به دنبال شکار و غلبه بر اوست، ولی حال او به گونهای است که مژدهدهنده خوشحالی و نیکی به بشریت در کنار اوست.
هوش مصنوعی: خدایی که بهشت دنیاست، چون نزدیکتر به خود آمد، به عظمت و بزرگیاش افزوده میشود.
هوش مصنوعی: صدای پای باد و گرد و غبار آن خوشایند است، مانند حرکات موزون در سماع و تأثیرگذاری بر گوش و چشم.
هوش مصنوعی: من از فر و نعمتهای دنیوی خویش چشمپوشی کردهام تا به بهشت جاودانی برسم و در این مسیر، با مشکلاتی مواجه شدهام.
هوش مصنوعی: وقتی شاه از سفر برمیگردد، به اشتراک وجود مقیم و مسافر، شادی در دلها به وجود میآید و عدالت او باعث خنده و خوشحالی میشود.
هوش مصنوعی: بی آنکه شاه بر تخت نشسته باشد و از خود خبری بدهد، جان من به خاطر آمدن شاه، شاد و سرشار از امید شده است.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که باید خدا را شکر کرد به خاطر اینکه با مداخلهاش، دشمن از محلی که قرار بود به او آسیب برساند، دور شده و در عوض، شکر به برکت خدا به ما رسیده است. به عبارت دیگر، پیروزی ما در برابر دشمن و نعمتهایی که به ما داده شده است، نتیجه لطف و رحمت الهی است.
هوش مصنوعی: ای که در آسمان پادشاهی همچون آفتاب میدرخشی، نور تو از سمت شرق به سمت غرب میتابد.
هوش مصنوعی: هر مسیر و جایگاه دارای زیبایی و شکوه خاصی است، و تو به این جایگاه و مقام زیبایی و شکوه را میافزایی.
هوش مصنوعی: تیغ تو به لطف سرنوشت و تقدیر قدرت پیدا کرده بود، و حالا بلای سرنوشت به دشمنان تو رسید.
هوش مصنوعی: خون در شمر به آب تبدیل میشود به خاطر ضربه تیغ تو، زمانی که وقت تبدیل خون به آب در شمر فرارسیده است.
هوش مصنوعی: سیاست مانند غذایی است که کلاغها و پرندگان درنده از آن تغذیه میکنند و حالا زمان تغییر و ورود موضوعی جدید فرارسیده است.
هوش مصنوعی: شما خوشبخت و شاداب هستید، بهتر است در آرامش و خوشحالی زندگی کنید، زیرا زندگی زیبا و شیرین است.
هوش مصنوعی: به سوی جشن بیا، مانند افراسیاب که از زندگیاش لذت میبرد. این جشن و شادی به خاطر تو و زیباییات به ما رسیده است.
هوش مصنوعی: ای سوزن، تو به خاطر ستایش سلطان، گاه در طویله به جواهرات دسترسی پیدا میکنی.
هوش مصنوعی: از نیروی طبیعت و زیباییهای عمان، خاطر تو مانند مشکی خوشبو است، که با شیرینی خود دل را شاد کرده و به جواهرات با ارزش میسازد.
هوش مصنوعی: در پیشگاه پادشاه، شکرگزاری کن و در زمان نیاز، بهترینها را نثار کن تا تو نیز به وفور نعمت برسی.
هوش مصنوعی: اگر آرزوی عمر طولانی برای پادشاه جهان داری و میخواهی از او تحسین کنی، حتی اگر عمرت کوتاه باشد، باید در مدح او بکوشی.
هوش مصنوعی: در همان لحظهای که در مدح و ستایش شاه سخن میگویم، این ستایش باعث میشود عمر من طولانیتر شده و زندگی خوشی برایم به ارمغان آورد.
هوش مصنوعی: زندگی طولانی و خوشیها در راهی که بر میداریم، شایسته است که برای سخن درست و معتبر، صحبت را قطع کنیم.
هوش مصنوعی: سال عمر تو بیش از تعداد ستارههاست، پس آن را بیشتر از آنچه که هست، بشمار.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بودم نشسته دوش که ناگه خبر رسید
کاینک رکاب خواجه آفاق در رسید
بختم بمژده گفت که هان زود قطعه
برگو که صدر عالم و فخر بشر رسید
چشمم بدست اشک برافشاند صد گهر
[...]
نی دست من به شاخ وصال تو بر رسید
نی و هم من به وصف جمال تو در رسید
این چشم شور بخت تو را دید یک نظر
چندین هزار فتنه ازان یک نظر رسید
عمری است کز تو دورم و زان دل شکستهام
[...]
از پیچ وتاب عمردرازم بسر رسید
تا ریشه ام چو رشته به آب گهر رسید
از بوی پیرهن گذرد آستین فشان
در مغز هر که بوی کباب جگر رسید
از ریزشی که کرد در ایام نو بهار
[...]
شکر خداکه دوره غربت بسر رسید
رنج سفرگذشت و نعیم حضر رسید
روزی که رختبستماز ایران سوی فرنگ
پنداشتم که عهد عقوبت بسر رسید
گفتم زمان خرقه تهی کردنست، خیز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.