گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱

 

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشدیک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهارصد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دلشاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیزنقشش به حرام ار خود صورتگر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۴

 

با دوست مگو رازی هرچند امین باشد

شاید ز برون در دشمن بکمین باشد

چون دوست بود همدم دم هم نبود محرم

آگه بود از رازت با دل چو قرین باشد

از راز چو پردازم از دل بدل اندازم

آگه نشود تا دم چون دم بکمین باشد

رازی که نبی از حق بی‌دم شنود آن را

روحش نبود محرم هر چند امین […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۴۹۷

 

خوش وقتِ کسی کو را محبوب قرین باشد
ما را بکشد باری گر هجر چنین باشد
مسکین چه کند عاشق جز دردِ دل و زاری
از دوست جدا افتد ناچار حزین باشد
ای دوست بیا بنگر تا چون منِ دل خسته
در عشقِ کسی هرگز سوزان تر ازین باشد
بر جانِ من از غمزه تا تیر روان کردی
ابرویِ کمانت را […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۹۳

 

گرمه به زمین باشد آن زهره جبین باشد
دوری طلبد از ماه نیز چنین باشد
نتوان طلب بوسی کرد از لب خندانش
حلوا نتوان خوردن هرگه نمکین باشد
بی ذکر دی نبود از باد دهانش دل
تا در خم ابرویش دله گوشه نشین باشد
زین خاک درم بادا رخ دور اگر روئی
چون روی من خاکی در روی زمین باشد
خط گرد بگره […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی