گنجور

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۱۵

 

گم کرده ایم راه برون شد ازین رباط
ای رهنمای گمشدگان اهدناالصراط
صد دام در ره است به هر گام عشق را
خوشوقت رهروی که نهد پا به احتیاط
چون در نیاید از در صدق و صفا کسی
بر روی خلق بسته ام ابواب اختلاط
کی خواجه سر کشد به فلک ز ارتفاع قدر
گر بگذرد به خاطرش امکان انحطاط
منصوبه خلاصی خود […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

رشیدالدین وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۵۸ - نبز در حق شمس الدین

 

ای شمس دین ، نظام معالی ، جمال ملک
ای زیر پای قدر تو گردون شده بساط
طبع تراست از ستم و بخل اجتناب
رأی تراست با کرم و عدل اختلاط
حساد از خلاف تو در قبصهٔ عنا
احباب از وفاق تو در روضهٔ نشاط
بر آسمان ز هیبت رأی تو آفتاب
لرزان رود چو مرد گنه کار […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۶۵۲

 

داریم ساقیا هوس عشرت و نشاط
جویای راه میکده ایم اهدنا الصراط
میخانه بساز و بکن وقف عاشقان
خیری که بی ریاست به از صد پل و رباط
زاهد به روز حشر پل و جوی کرد، گم
میخواره جت از پل و بگذشته از صراط
ما عاشقیم و رند و به معشوق مختلط
أی شیخ نیکنام به ما کم کن اختلاط
در شهر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی