گم کرده ایم راه برون شد ازین رباط
ای رهنمای گمشدگان اهدناالصراط
صد دام در ره است به هر گام عشق را
خوشوقت رهروی که نهد پا به احتیاط
چون در نیاید از در صدق و صفا کسی
بر روی خلق بسته ام ابواب اختلاط
کی خواجه سر کشد به فلک ز ارتفاع قدر
گر بگذرد به خاطرش امکان انحطاط
منصوبه خلاصی خود ساز پیش ازان
کز دستبرد خصم شود خالی این بساط
دانی چرا نشاط جهان خنده آورد
یعنی که جای خنده بود در جهان نشاط
باشد مقام عزت و دهشت بساط عشق
جامی بر این بساط منه پای انبساط
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به گم شدن در راه زندگی و عشق اشاره میکند و از یک راهنما برای هدایت خود درخواست میکند. او درباره دشواریها و دامهای موجود در مسیر عشق، و لزوم احتیاط در این راه سخن میگوید. همچنین به این نکته اشاره میکند که اگر کسی با صدق و صفا وارد نشود، جایی در میان مردم نخواهد داشت. شاعر به اهمیت اعتماد به نفس و محافظت از خود در برابر دشمنان و شرایط سخت اشاره میکند، و در نهایت به شادی و نشاط در زندگی و اهمیت مقام عشق و ارزشهای آن اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ما در این مکان گم شدهایم و راه خود را نمیدانیم، ای رهنمای گمشدگان، ما را به راه درست هدایت کن.
هوش مصنوعی: در هر قدم در مسیر عشق، خطراتی وجود دارد. اما کسی که با احتیاط و دقت قدم بردارد، خوشبختی را در این راه پیدا خواهد کرد.
هوش مصنوعی: وقتی کسی با صداقت و پاکی به درون نیاید، درهای ارتباط و تعامل با دیگران را بر روی خود بستهام.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است کسی که به مقام والایی دست یافته، به دلیل قدرت و جایگاهش، دچار افت و نقصان شود؟
هوش مصنوعی: خودت را از مشکلات و دردسرها نجات بده قبل از اینکه دشمنانت تو را غافلگیر کنند و اوضاع را به هم بریزند.
هوش مصنوعی: میدانی چرا شادابی و خوشحالی دنیا باعث خنده میشود؟ زیرا در این دنیا به قدری شادی و نشاط وجود دارد که جای خندیدن است.
هوش مصنوعی: مقام رفیع و ترسناکی از عشق وجود دارد که مانند جامی در این میدان عشق جای دارد، اما نباید با پای راحتی بر آن قدم گذاشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شمس دین ، نظام معالی ، جمال ملک
ای زیر پای قدر تو گردون شده بساط
طبع تراست از ستم و بخل اجتناب
رأی تراست با کرم و عدل اختلاط
حساد از خلاف تو در قبصهٔ عنا
[...]
داریم ساقیا هوس عشرت و نشاط
جویای راه میکده ایم اهدنا الصراط
میخانه بساز و بکن وقف عاشقان
خیری که بی ریاست به از صد پل و رباط
زاهد به روز حشر پل و جوی کرد، گم
[...]
جز باده نیست کوثر و جز راستی صراط
بسیار کردهایم در این فکر احتیاط
ما همچو شاه گه کژ و گه راست میرویم
آن کس که جمله راست رود نیست در بساط
دی در حضور پیرمغان شرط کردهایم
[...]
افکنده سبزه بر کنف بوستان بساط
رفت آنکه دوستان نشکیبند بینشاط
ساقی بجوی ساغری از بادهٔ کهن
مطرب بگوی تازهای از گفتهٔ نشاط
این چند روزه مهلت تن بگذرد که نیست
[...]
از معرفت چه لاف زنی ای فقیه شهر
بی شک که از محیط ندارد خبر محاط
ای منکران عشق اگر نیک بنگرید
جز وهم خویش هیچ ندارید در بساط
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.