گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)» و حروف قافیهٔ «ازی»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳۷

 

از بهر مرغ خانه چون خانه‌ای بسازی

اشتر در او نگنجد با آن همه درازی

آن مرغ خانه عقل است و آن خانه این تن تو

اشتر جمال عشق است با قد و سرفرازی

رطل گران شه را این مرغ برنتابد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷۱

 

اندر قمارخانه چون آمدی به بازی

کارت شود حقیقت هر چند تو مجازی

با جمله سازواری ای جان به نیک خویی

این جا که اصل کار است جانا چرا نسازی

گویی که من شب و روز مرد نمازکارم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹۸

 

رو بر در تو آریم رانی و گر نوازی

جز تو کسی نداریم سازی و گر نسازی

ای چاره ساز هر چند سازی تو چاره ما

دیگر بتو گرائیم از بهر چاره سازی

از تو شویم‌آباد وز تو شویم ویران

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۴

 

بازیچه نیست آخر آیین عشق بازی

با دوست در نگیرد تا روح در نیازی

چون شاهد حقیقی محجوب شد ز غیرت

در بت پرستیم دان با نسبت مجازی

تا آفتاب تابان از شرق بر نیاید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی