گنجور

اشعار مشابه

 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۱

 

معلوم نگردد سخن عشق بتقریر

کایات مودت نبود قابل تفسیر

مرغان چمن را به سحر همنفسی نیست

در فصل بهاران به جز از ناله شبگیر

زینگونه چو از درد بمردیم چه درمان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۱ - در ستایش امیرالامراء العظام میرزا نبی‌خان حکمران فارس فرماید

 

ای حسن تو چون فتنهٔ چشم تو جهانگیر

صد سلسله دل در خم زلف تو به زنجیر

عشق من و رخسار تو این هردو جهانسوز

حسن و تو گفتار من این هردو جهانگیر

قدّم چو کمان قدّ تو چون تیر از آن رو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱

 

ای حسن تو چون فتنهٔ چشم تو جهانگیر

صد سلسله دل در خم زلف تو به زنجیر

عشق من و رخسار تو این هردو جهانسوز

حسن تو وگفتار من این هردو جهانگیر

قدم چوکمان قد تو چون تیر از آن‌رو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۵۵۶

 

ای کلک قضا را خط تو حاصل تحریر

وز نقش نظیر تو خجل خامه تقدیر

یک دوره زکریاس تو حاشا که کند طی

صددور گر افلاک درآیند بتدویر

سودای تو افزود جنون کاست دل ودین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

آشفتهٔ شیرازی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۷۱

 

برخیز و بمیخانه خرام ای بت کشمیر

می خور که بمی گردد اندوه جوان پیر

آن ناقد هر گوهر و آن کاشف هر راز

کز رطل همی خندد چون برق بشبگیر

گر بوی بسنگ آرد سنبل دمد از سنگ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قطران تبریزی