گنجور

اشعار مشابه

 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۳

 

گفتم: ز درد عشق تو گشتم چنین به حال

گفتا: منم دوای تو از درد من منال

گفتم: شبم چو سال شد از بار هجر تو

گفتا: به وصل روز کنم این شب چو سال

گفتم که: با تو نیست مجال حکایتی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی مراغه‌ای
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۸

 

یکدم ز قال بگذر اگر واقفی ز حال

کانرا که حال هست چه حاجت بود بقال

برلوح کائنات مصور نمی‌شود

نقشی بدین جمال و جمالی بدین کمال

آنجا که یار پرده عزت برافکند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۰

 

سبحان من تقدس بالعز و الجلال

سبحان من تفرد بالجود و الجمال

آن مالکی که ملکت او هست بر دوام

وان قادری که قدرت او هست بر کمال

سلطان بی وزیر و جهاندار لم یزل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - قصیدهٔ در مدح یوسف عادل شاه فرماید

 

اقبال بین که از پی طی ره وصال

پرواز داده شوق به مرغ شکسته بال

بردمید از آن تن خاکی که جنبشش

صد ساله بعد داشت ز سر حد احتمال

افتاده‌ای که بود گران جان تر از زمین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - در مدح سلطان اویس

 

عید من آنکه هست خم ابرویش هلال

بر عین عید ابروی چون نون اوست دال

عیدی که قدر اوست فزون از هزار ماه

ماهی که مثل او نبود در هزار سال

خوش می خرامد ز بن گوش می کشد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۱ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساد‌ه فریدون میرزا طاب ثرا‌ه گوید

 

ای رخش ره‌نورد من ای مرغ تیزبال

کز دودمان برقی و از تخمهٔ خیال

در طبع سیر تست سبکباری نسیم

در جیب نعل تست نسب‌نامهٔ شمال

گه مغز که بدرّی بی‌جهد گاز و چنگ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۶ - در مدح جناب حاجی آقاسی

 

دیشب به شکل جام نمود از افق هلال

یعنی به جام باده ز جان دورکن ملال

دوشینه ماه روزه به پا موزه درکشید

وز شهر شد برون و بزد کوس ارتحال

وامد مه مکرم باکوس و باعلم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۷ - تتمهٔ قصیده

 

ای با خطاب مهر تو هر ذره‌یی سپهر

ای با عتاب قهر تو هر ممکنی محال

حالی بدان رسیده که از حرص مدح تو

بر من ز لفظ و معنی تنگ اوفتد مجال

یکسو ز بس هجوم مضامین دلفریب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۴۹ - صدارت اتابک اعظم

 

آن اختری که کرد نهان چندگه جمال

امروز شد فروزان از مطلع جلال

از مطلع جلال فروزان شد اختری

کز چشم خلق داشت نهان چندگه جمال

یکچندکرد روی پی مصلحت نهان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۵۹

 

رخسار همچو ماه تو از عنبرین هلال

درگوش آفتاب کشد حلقه زوال

فارغ زرشک آینه وآب کرده است

عشاق را نظاره آن حسن بی مثال

بر لعل او عقیق کند آب خود سبیل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۸۵ - هم در ثنای آن شهریار

 

ای اختیار ایزد دادار ذوالجلال

تاج از تو با شرف شد و تخت از تو با جمال

مسعود شهریاری کز فر عدل تو

بر ملک روزگار چو نام تو شد به فال

کرده نهال جاه تو را دست مملکت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۶۶

 

سروی ست قامت تو ز بستان اعتدال

سر تا قدم لطیف تر از پیکر خیال

روح مقدس است که سلطان قدرتش

تشریف داد خلعتی از عالم مثال

نی روح اقدس است که از موطن بطون

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

نیر تبریزی » لآلی منظومه » بخش ۶۱ - مدیحه من کلام آقامیرزا اسماعیل حجه الاسلام برادر نیرطاب ثراهما

 

ایمظهر صفات خداوند بیمثال

ایذات پاکت آئینه ذوالجلال

عکس است از جمال تو در جام آفتاب

وز عکس عکس بسته بمه در گه قبال

از فیض ایندو کوکب تابان بچاست جهان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

بابافغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۱

 

محروم باد چشم من از گلشن وصال

گر بگذرد بهار و گلم بیتو در خیال

گل پنج روزه ییست ولی نخل حسن تو

پیوسته در برست زهی حسن بیزوال

دلتنگم از هوای تو ای گل بغایتی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بابافغانی شیرازی
 

بابافغانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۱ - در منقبت امام علی بن موسی الرضا علیه التحیة والثناء

 

ای شعله ی چراغ در خانه ات هلال

سیاره ات شراره ی شمع صف نعال

سلطان علی موسی کاظم امین وحی

ای مهچه ی لوای تو خورشید بیزوال

آنجا که سایه ی شجر کبریای تست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بابافغانی شیرازی
 

سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۰

 

زان گونه در فراق تو نومیدم از وصال

کاندیشه ی وصال توام رفته از خیال

بخت ار مدد کند به وصالش رسم ولی

موقوف بر محال نباشد بجز وصال

از چنگ او چگونه گریزم که می رسد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سحاب اصفهانی
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۸ - چکامه

 

از عدل خویش قائمه ای ساخت ذوالجلال

قائم اساس عدل بر آن نامش اعتدال

چون کرسی وجود بر آن پایه قائمست

شد ایمن از زوال و فنا ملک لایزال

روح ستوده راست بر این پایه اتکاء

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ادیب الممالک فراهانی
 

مجد همگر » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۰

 

بر من زمانه کرد هنرها همه وبال

وز غم بریخت خون جوانیم چرخ زال

در تنگنای حلقه این اژدهای پیر

شد چون لعاب افعی در حلق من زلال

کلکم ز دست بستد تیر حسود طبع

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مجد همگر
 

مجد همگر » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۳

 

از نام شاهزاده دلم برگرفت فال

وآمد به بخت فرخ اوسین و عین و دال

نامی که آسمان شود از وی بلند نام

نامی که مشتری شود از روی خجسته فال

از سین سرورم آمد و از عین عزتم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مجد همگر