گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «ا» - صفحهٔ ۱

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷

 

ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا

بشنو ز آسمان‌ها حی علی الصلا

درهای گلستان ز پی تو گشاده‌ایم

در خارزار چند دوی ای برهنه پا

جان را من آفریدم و دردیش داده‌ام

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸

 

ای صوفیان عشق بدرید خرقه‌ها

صد جامه ضرب کرد گل از لذت صبا

کز یار دور ماند و گرفتار خار شد

زین هر دو درد رست گل از امر ایتیا

از غیب رو نمود صلایی زد و برفت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹

 

ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا

شاد آمدیت از سفر خانه خدا

روز از سفر به فاقه و شب‌ها قرار نی

در عشق حج کعبه و دیدار مصطفا

مالیده رو و سینه در آن قبله گاه حق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰

 

نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا

نام بچه ش چه باشد او خود پیش دوا

ما زاده قضا و قضا مادر همه‌ست

چون کودکان دوان شده‌ایم از پی قضا

ما شیر از او خوریم و همه در پیش پریم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱

 

شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما

ناچار گفتنی‌ست تمامی ماجرا

والله ز دور آدم تا روز رستخیز

کوته نگشت و هم نشود این درازنا

اما چنین نماید کاینک تمام شد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲

 

هر روز بامداد سلام علیکما

آن جا که شه نشیند و آن وقت مرتضا

دل ایستاد پیشش بسته دو دست خویش

تا دست شاه بخشد پایان زر و عطا

جان مست کاس و تا ابدالدهر گه گهی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱

 

شکر و سپاس و منت و عزت خدای را

پروردگار خلق و خداوند کبریا

دادار غیب دان و نگهدار آسمان

رزاق بنده‌پرور و خلاق رهنما

اقرار می‌کند دو جهان بر یگانگیش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱

 

سبحان قادری که صفاتش ز کبریا

بر خاک عجز می‌فکند عقل انبیا

گر صد هزار قرن همه خلق کاینات

فکرت کنند در صفت و عزت خدا

آخر به عجز معترف آیند کای اله

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲

 

ای مرغ روح بر پر ازین دام پر بلا

پرواز کن به ذروهٔ ایوان کبریا

بر دل در دو کون فروبند از گمان

گر چشم خویش بازگشایی از آن لقا

سیمرغ وار از همگان عزلتی طلب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در شکایت روزگار و بی‌وفایی مردم

 

منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا

زین هر دو مانده نام چو سیمرغ و کیمیا

شد راستی خیانت و شد زیرکی سفه

شد دوستی عداوت و شد مردمی جفا

گشته‌ست باژگونه همه رسمهای خلق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹

 

ای پار دوست بوده و امسال آشنا

وی از سزا بریده و بگزیده ناسزا

ای سفته در وصل تو الماس ناکسان

تا کی کنی قبول، خسان را چو کهربا

چند آوری چو شمس فلک هر شبانگهی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵ - در نعت پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله

 

طفلی هنوز بستهٔ گهوارهٔ فنا

مرد آن زمان شوی که شوی از همه جدا

جهدی بکن که زلزلهٔ صور در رسد

شاه دل تو کرده بود کاخ را رها

جان از درون به فاقه و طبع از برون به برگ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶ - در پند و اندرز و معراج حضرت ختمی مرتبت

 

ای پنج نوبه کوفته در دار ملک لا

لا در چهار بالش وحدت کشد تو را

جولانگه تو زان سوی الاست گر کنی

هژده هزار عالم ازین سوی لا رها

از عشق ساز بدرقه پس هم به نور عشق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۵ - در حکمت و پند

 

خاقانیا به جاه مشو غره غمروار

گر خود به جاه بهمن و جمشیدی از قضا

کاندر جهان چو بهمن و جمشید صد هزار

زادند و مرد و کار جهان هم بر آن نوا

رفت آنچه رفت و روی زمین همچنان نژند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۱

 

چون نای بی‌نوایم از این نای بینوا

شادی ندید هیچ کس از نای بینوا

با کوه گویم آنچه از او پر شود دلم

زیرا جواب گفتهٔ من نیست جز صدا

شد دیده تیره و نخورم غم ز بهر آنک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳ - موعظه در رفع امل

 

نزد طبیب عقل مبارک قدم شدم

حال مزاج خویش بگفتم کماجرا

دل را چو از عفونت اخلاط آرزو

محموم دید و سرعت نبضم بر آن گوا

گفتا بدن ز فضلهٔ آمال ممتلی است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲

 

رخ برفروز و زلف مسلسل گره بزن

تا بشکند جمال تو به آزرم و هر

مه را به روی خوب تو نسبت کجا رسد

ای رویت آفتاب و لبت ش و ک ور

شکر شد از خجالت لعل تو آب ور

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در مدح شیخ حسن نویان

 

ای قبله سعادت و ای کعبه صفا

جای خوشی و نیست نظیر تو هیچ جا

هر طاقی از رواق تو، چرخی زمین ثبات

هر خشتی از اساس تو، جامی جهان نما

در ساحت تو مروخه جنبان بود، شمال

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱- در مدح پیامبر اکرم محمد مصطفی‌(‌ص‌)

 

دوشم ندا رسید ز درگاه‌کبریا

کای بنده‌کبر بهتر ازین عجز با ریا

خوانی مرا خبیر و خلاف تو آشکار

دانی مرا بصیر و نفاق تو برملا

گر دانیم بصیر چرا می‌کنی‌گنه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۱- در مصیبت سیدالثقلین و فخرالکونین حضرت اباعبدالله ا‌لحسین علیه السلام گوید

 

بارد چه؟ خون! که؟ دیده! چسان؟ روز و شب! چرا؟

از غم! کدام غم؟ غم سلطان اولیا

نامش که بد؟ حسین! ز نژاد که‌؟ از علی

مامش که بود؟ ‌فاطمه‌ جدش که‌؟ ‌مصطفی!

چون شد؟ شهید شد! به کجا؟ ‌دشت ماریه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

[۱] [۲]