گنجور

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷

 

تا روز حشر کم نشود سوز داغ ما

هرگز بیمن عشق نمیرد چراغ ما

مست فراغتیم باقبال می فروش

خلوت نشین بخواب نه بیند فراغ ما

پرورده هوای گلستان آن گلیم

[...]

اهلی شیرازی
 

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸

 

افروخت از تبسم مینا ایاغ ما

تر شد ز خنده های صراحی دماغ ما

تا جام می به دست رسیده ست سرخوشیم

از آستین رهی ست به سوی دماغ ما

ما را به برگ لاله چه نسبت، که روزگار

[...]

سلیم تهرانی
 

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹

 

ای تازه رو، ز زخم خدنگ تو داغ ما

از روغن کمان تو روشن چراغ ما

با نکهت تو صحبت ما درگرفته است

ای کاش بوی گل نخورد بر دماغ ما

راضی جنون ما به گریبان پاره نیست

[...]

سلیم تهرانی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۰

 

آشفتگی ز عقل پذیرد دماغ ما

فانوس گردباد شود بر چراغ ما

چون خون مرده در گل سرخش نشاط نیست

گویا که ریخت ماتمیی رنگ باغ ما

ماییم و داغی از جگر گل فگارتر

[...]

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۳۵

 

تا کی به شعله ای نزند جوش داغ ما؟

پیش از فتیله چند بسوزد چراغ ما؟

ای محتسب به توبه قسم می دهم ترا

کاین موسم بهار مخور بر دماغ ما

(حسرت به نور ذره و عمر شرر کشد

[...]

صائب تبریزی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۲۲

 

باران سنگ فتنه اگر دیرتررسد

از خود چو لاله رخنه برآرد ایاغ ما

نخل از چه ره بلند شود، گل کجا دمد

چون باغ کاغذین، دو وجب نیست باغ ما

طغرای مشهدی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۳

 

بی‌حرز شعله نگذرد از پیش داغ ما

پروانه احتراز کند از چراغ ما

چون دیده دور شد از تو رنگ نگه پرید

تا رنگ می‌رسید شکست ایاغ ما

یک روزه عیش ما نشود محنت دو کون

[...]

قدسی مشهدی
 

اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۴

 

تا شد ز یاد تو روشن چراغ ما

آیینه شبنمی است زگلهای باغ ما

مست هوا میکده سایه گلیم

داغ است آفتاب ز رشک ایاغ ما

مانند شمع از نگه گرم زنده ایم

[...]

اسیر شهرستانی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۵۸

 

از فیض ریزش مژه، تر شد دماغ ما

افتاد سایهٔ رگ ابری به باغ ما

خودکامیی ز تلخی دشنام داشتیم

شیرین تبسّمی نمکی زد به داغ ما

ما گر فسرده ایم صبا را چه می شود؟

[...]

حزین لاهیجی