گنجور

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۱ - عدل مظفر

 

کشور ایران ز عدل شاه مظفر
رونقی از نوگرفت و زینتی از سر
عدل ملک ملک را فزود و بیاراست
روزافزون باد عدل شاه مظفر
پادشاه دادگر مظفر دین شاه
خسرو روشن‌دل عدالت‌گستر
کرد به‌نام ایزد این ملک سره کاری
تا سره گردید کار کشور و لشکر
انجمن عدل را به ملک بیاراست
دست ستم را ببست وپای ستمگر
مجلسی آراست کاندرو ز همه ملک
انجمن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۵ - د‌ر ستایش نور حدیقه احمدی فاطمه اخت علی‌بن‌موسی علیه‌السلام

 

ای به جلالت ز آفرینش برتر

ذات تو تنها به هرچه هست برابر

زادهٔ خیرالوری رسول مکرم

بضعهٔ خیرالنسا بتول مطهر

از تو تسلی گرفته خاطر گیتی

وز تو تجلی نموده ایزد داور

عالم جانی و عالم دو جهانی

اخت رضایی و دخت موسی جعفر

فاطمه‌ات نام و از سلالهٔ زهرا

کز رخ او شرم داشت زهرهٔ ازهر

ای تو به حوا ز افتخار مقدم

لیک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح جناب میرزا آقاسی گوید

 

پیک دلارام دی درآمدم از در

نامه‌یی آورد سر به مهر ز دلبر

جستم و بگرفتم وگشودم و دیدم

یار نوشتست ‌کای ادیب سخنور

خیز و مبوی ار به دست داری سنبل

خیز و منوش ار به‌کام داری ساغر

آب بزن حجره را گلاب بیفشان

برگ بنه خانه را شراب بیاور

یار بخوان می بخواه بزم بیارا

نقل بهل گل بریز فرش بگستر

چون سر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸ - در تهنیت عید نوروز و مدح شاهنشاه فیروز محمد‌شاه غازی طاب‌الله ثراه گوید

 

در شب عید آن سمن عذار سمن‌بر

با دو غلام سیه درآمدم از در

هر دو غلامش به نام عنبر و ریحان

یعنی زلف سیاه و خط معنبر

هر دو رخش یک حدیقه لاله حمرا

هر دو لبش یک قنینه بادهٔ احمر

ترک ختا شوخ چین نگار سمرقند

ماه ختن شاه روم شاهد کشمر

جستم و بوییدمش دو دستهٔ سنبل

رفتم و بوسیدمش دو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ - در تهنیت عید غدیر و ستایش شاهزاده ی بی‌نظیر فریدون میرزا طاب ‌ثراه ‌گوید

 

دوش چو شد بر سریر چرخ مدور

ماه فلک جانشین مهر منوّر

طرفه غزالم رسید مست و غزلخوان

بافته از عنبرش به ماه دو چنبر

تعبیه‌ کردست‌ گفتی از در شوخی

ماه منور به چین مشک مدور

غرّهٔ غَرّار او به طرهٔ طرّار

قرصهٔ‌ کافور بد به طبلهٔ عنبر

یا نه تو گفتی زگرد موکب دارا

گوشهٔ ابرو نمود تیغ سکندر

تافته رویش به زیر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳ - مطلع ثانی

 

از دو محمد زمانه یافته زیور

گر چه مر آن مهترست و این یک کهتر

آن شه دین بود و این شهنشه دنیا

آن مه رخشان‌ و این سهیل منور

شیوهٔ آن در جهان‌کفالت امّت

پیشهٔ این در زمان کفایت لشکر

ختم بر آن شد همه رسالت عظمی

ختم بر این شد همه ریاست ‌کشور

دودهٔ عدنان از آن همیشه مکرم

شوکت قاجار ازین […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۶ - در تهنیت ورود قایم‌مقام طاب ثراه به خراسان

 

شکر که آمد ز ری به خطهٔ خاور

موکب قایم مقام صدر فلک فر

طوس غمبن بود بی‌لقای همایونش

بر صفت مکه بی‌حضور پیمبر

آمد و شد خار وادیش همه سنبل

آمد و شد خاک ساحتش همه عنبر

بود فراقش به جان بلای مجسم

گشت وصالش به تن توان مصور

رفت چو آمد بهار لیک مبیناد

هیچ جهان بین چنین بهاران دیگر

آخر اردیبهشت مه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی