گنجور

شعرهای با وزن «مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)» و حروف قافیهٔ «ید»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰۲

 

چونک کمند تو دلم را کشید

یوسفم از چاه به صحرا دوید

آنک چو یوسف به چهم درفکند

باز به فریادم هم او رسید

چون رسن لطف در این چه فکند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰۶

 

عشق مرا بر همگان برگزید

آمد و مستانه رخم را گزید

شکر کز آن کان زر جعفری

روی مرا نادره گازی رسید

باد تکبر اگرم در سرست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » گوهر اشک

 

آن نشنیدید که یک قطره اشک

صبحدم از چشم یتیمی چکید

برد بسی رنج نشیب و فراز

گاه در افتاد و زمانی دوید

گاه درخشید و گهی تیره ماند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۹۵

 

شب که مثال مه ذی‌الحجه دید

صورت طغراش ز مه برکشید

تا نهم ماه به طغرای ماه

حاج توانند به موقف رسید

چشم فلک بود مگر آفتاب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳

 

پیر من از میکده بویی شنید

دست زد و جامه سراسر درید

خرقه ازان شد که فرو شد به می

خرقه صدپاره که خواهد خرید؟

جان که غمش خورد و رسیدم به لب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی