گنجور

شعرهای با وزن «مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)» و حروف قافیهٔ «و»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸۸

 

در این رقص و در این های و در این هو

میان ماست گردان میر مه رو

اگر چه روی می‌دزدد ز مردم

کجا پنهان شود آن روی نیکو

چو چشمت بست آن جادوی استاد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۴۷۹

 

من از دست کمانداران ابرو

نمی‌یارم گذر کردن به هر سو

دو چشمم خیره ماند از روشنایی

ندانم قرص خورشید است یا رو

بهشت است این که من دیدم نه رخسار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » غزل شمارهٔ ۹۳

 

به رنگ خود نیم زان رو وز آن مو

که گل را رنگ بخشد مشک را بو

دو چشمم خیره شد دروی ندانم

نگارستان فردوس است یا رو

ندارد هیچ خوبی فر آن ماه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » ز افرنگی صنم بیگانه تو شو

 

ز افرنگی صنم بیگانه تو شو

که پیمانش نمی ارزد بیک جو

نگاهی وام کن از چشم فاروق

قدم بیباک نه در عالم نو


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » به منزل کوش مانند مه نو

 

به منزل کوش مانند مه نو

درین نیلی فضا هر دم فزون شو

مقام خویش اگر خواهی درین دیر

بحق دل بند و راه مصطفی رو


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۵

 

برنگ خود نیم زآن رو وزآن مو

که گل را رنگ بخشد مشک را بو

دو چشمم خیره شد در وی ندانم

نگارستان فردوس است یارو

ندارد هیچ خوبی فر آن ماه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴

 

گران جانی مکن جانا و بشنو

مکن تکیه برین چرخ سبک رو

میفکن عشرت امشب به فردا

که روز نو بیارد روزی نو

چو نتوان خورد بیش از روزی خویش 

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی
 

فایز » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۰۱

 

نگفتم جا مده بر چهره گیسو

مسوزان اندر آتش بچه هندو

بت فایز گمانم، کافرستی

که با آتش‌پرستی کرده‌ای خو


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز دشتستانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۴۹

 

ندانم آفتاب است آن اگر رو

کمندِ عنبرین است آن اگر مو

به چین بفرست تا کاسد شود مشک

نسیمی از عرق‌چینِ سمن بو

خروجِ زنگیانِ چین زلفت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۹۹

 

چو در جان کرد و دل جا غمزه تو

میان مردمش خواننده جادو

به تیر تو شکاری را نظرهاست

که بیند از قا سوی تو آهو

به جنت بیشتر سوزند مردم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۹۰۳

 

زهی زان قامت رعنای دلجو

که چون سرو ایستاده برلب جو

گواهی میدهد روی نکویش

که این حور آمده از باغ بینو

دل از نیر نگاهش صید گردید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۹۱۳

 

نداند قدر حسنت کس به از تو

که خاک پای خود روبی به گیسو

شراب حسن پتوشی ز لبها

در آید زلف از آن پیشت به زانو

از رویت مشتبه شد قبله بر خلق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۱

 

حدیث زلف و خال و چشم و ابرو

نگوید جز زبان عشق نیکو

به آب دیده غسلی ده نظر را

مگر بندند آب وصل در جو

که چشمی کاو هوا آلوده باشد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۹۸

 

شبی چون مه نمودی روی نیکو

برآمد نعره از انجم که ما هو

رمد آهو ز مردم با تک تیز

درین شیوه تو بگذشتی ز آهو

برت هست آیتی در لطف و رخ نیز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۰

 

دلا کام از لبش با چشم تر جو

والا لم تجد ما کنت ترجو

پر است این چشم تر زان عارض و لب

کسی کم دیده زین پر آبتر جو

کشد یکبارگی پیش توام دل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی