گنجور

اشعار مشابه

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۹

 

چو گل هر دم به بویت جامه در تن

کنم چاک از گریبان تا به دامن

تنت را دید گل گویی که در باغ

چو مستان جامه را بدرید بر تن

من از دست غمت مشکل برم جان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۸

 

نتانی آمدن این راه با من

کجا دارد هریسه پای روغن

ولی همراهی و با تو بسازم

که چشم من به روی توست روشن

چو از راهت ببردم شرط نبود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۹

 

دل معشوق سوزیده است بر من

وزان سوزش جهان را سوخت خرمن

بزد آتش به جان بنده شمعی

کز او شد موم جان سنگ و آهن

بدید آمد از آن آتش به ناگه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۵

 

برو ای دل به سوی دلبر من

بدان خورشید شرق و شمع روشن

مرو هر سو به سوی بی‌سویی رو

که هر مسکین بدان سو یافت مسکن

بنه سر چون قلم بر خط امرش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲۰

 

دگرباره چو مه کردیم خرمن

خرامیدیم بر کوری دشمن

دگربار آفتاب اندر حمل شد

بخندانید عالم را چو گلشن

ز طنازی شکوفه لب گشاده‌ست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۳

 

بکن چندان که خواهی جور بر من

که دستت بر نمی‌دارم ز دامن

چنان مرغ دلم را صید کردی

که بازش دل نمی‌خواهد نشیمن

اگر دانی که در زنجیر زلفت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳

 

دگر باره شد از تاراج بهمن

تهی از سبزه و گل راغ و گلشن

پریرویان ز طرف مرغزاران

همه یکباره بر چیدند دامن

خزان کرد آنچنان آشوب بر پای

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شب

 

شباهنگام، کاین فیروزه گلشن

ز انوار کواکب، گشت روشن

غزال روز، پنهان گشت از بیم

پلنگ شب، برون آمد ز ممکن

روان شد خار کن با پشتهٔ خار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۶

 

غریبی می چه خواهد یارب از من؟

که با من روز و شب بسته است دامن

غریبی دوستی با من گرفته‌است

مرا از دوستی گشته‌است دشمن

ز دشمن رست هر کو جست لیکن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو قبادیانی
 

منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۱ - در مدح علی‌بن محمد

 

شبی گیسو فروهشته به دامن

پلاسین معجر و قیرینه گرزن

بکردار زنی زنگی که هرشب

بزاید کودکی بلغاری آن زن

کنون شویش بمرد و گشت فرتوت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

منوچهری دامغانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۵ - در شکایت و عزلت و تخلص به نعت پیامبر بزرگوار

 

ضمان‌دار سلامت شد دل من

که دار الملک عزلت ساخت مسکن

امل چون صبح کاذب گشت کم عمر

چو صبح صادقم دل گشت روشن

به وحدت رستم از غرقاب وحشت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بیا ساقی نقاب از رخ برافکن

 

بیا ساقی نقاب از رخ برافکن

چکید از چشم من خون دل من

به آن لحنی که نه شرقی نه غربی است

نوائی از مقام «لاتخف» زن


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۰ - وله فی المدیحه

 

منجر چون تافت مهر ازکاخ‌گردون

گهر انگیخت این بحر صدف‌گون

ز شنگرف شفق زنگارگون چرخ

چو زنگاری لباسی غرقه در خون

کنار آسمان از سرخی او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

فایز » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۹۵

 

خم ابروست یا شمشیر بهمن

مژه یا نیزه یا تیر تهمتن

بت فایز منیژه‌سان به یکبار

به چاهم درفکن مانند بیژن


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۹۸۱

 

ز بامِ مسجد الأقصی مؤذّن

چو قامت گفت نتوان بود ساکن

به راحی کن دوایِ دردِ مخمور

که باشد صاف همچون روحِ مؤمن

غلط در وعده فردا نداری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

ظهیر فاریابی » قطعات » شمارهٔ ۸۵

 

خداوندا تویی کز روی رفعت

سپهرت تخت زیبد،مِهر،گَژزَن

گرفت از گلستان لطف و نطقت

همه روی زمین گلزار و گلشن

جهان را آن عمارت داد عدلت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۳

 

به معنی چون شود صورت مزین

چو قصری باشد از خورشید روشن

گل رنگین اگر بویی ندارد

نظر بر رنگ رخسارش میفکن

مپز دیگ هوس جز با ملیحی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۸۵

 

الا ای طایر سدره نشیمن

چرا کردی در این کاشانه مسکن

ترا از بهر جولانگاه نزهت

فراز عرش رحمانست گلشن

تو ای شهباز قدسی چون کبوتر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۳۱۴

 

خم ابروست یا شمشیر بهمن

مژه یا نیزه یا تیر تهمتن

بت فایز منیژه سان به یکبار

به چاهم در فکن مانند بیژن


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۳۳۸

 

دگر طعن رقیب و جور دشمن

نباشد باعث رسوایی من

به مردم گشته ظاهر عشق فایز

به عینه قصه کار دهل زن


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

[۱] [۲]