گنجور

شعرهای با وزن «مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)» و حروف قافیهٔ «ستم»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۶

 

چه دیدم خواب شب کامروز مستم

چو مجنونان ز بند عقل جستم

به بیداری مگر من خواب بینم

که خوابم نیست تا این درد هستم

مگر من صورت عشق حقیقی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۷

 

به جان جمله مستان که مستم

بگیر ای دلبر عیار دستم

به جان جمله جانبازان که جانم

به جان رستگارانش که رستم

عطاردوار دفترباره بودم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۸

 

درآمد دوش ترک نیم مستم

به ترکی برد دین و دل ز دستم

دلم برخاست دینم رفت از دست

کنون من بی دل و بی دین نشستم

چو آتش شیشه‌ای می پیشم آورد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۱

 

مرا قلاش می‌خوانند، هستم

من از دردی کشان نیم مستم

نمی‌گویم ز مستی توبه کردم

هر آن توبه کزان کردم، شکستم

ملامت آن زمان بر خود گرفتم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۹۵

 

مو آن دل داده یکتا پرستم

که جام شرک و خود بینی شکستم

منم طاهر که در بزم محبت

محمد را کمینه چاکرستم


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲

 

من این عهدی که با موی تو بستم

به مویت گر سر مویی شکستم

پس از عمری به زلفت عهد بستم

عجب سر رشته‌ای آمد به دستم

ز مویت کافر زنار بندم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » من از بود و نبود خود خموشم

 

من از بود و نبود خود خموشم

اگر گویم که هستم خود پرستم

ولیکن این نوای ساده کیست

کسی در سینه می گوید که هستم


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » هزاران سال با فطرت نشستم

 

هزاران سال با فطرت نشستم

به او پیوستم و از خود گسستم

ولیکن سر گذشتم این دو حرفست

تراشیدم ، پرستیدم ، شکستم


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » تراشیدم صنم بر صورت خویش

 

تراشیدم صنم بر صورت خویش

به شکل خود خدا را نقش بستم

مرا از خود برون رفتن محال است

بهر رنگی که هستم خود پرستم


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » طلسم علم حاضر را شکستم

 

طلسم علم حاضر را شکستم

ربودم دانه و دامش گسستم

خدا داند که مانند براهیم

به نار او چه بی پروا نشستم


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » درین بتخانه دل با کس نبستم

 

درین بتخانه دل با کس نبستم

ولیکن از مقام خود گسستم

ز من امروز میخواهد سجودی

خداوندی که دی او را شکستم


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » در دل را بروی کس نبستم

 

در دل را بروی کس نبستم

نه از خویشان نه از یاران گسستم

نشیمن ساختم در سینهٔ خویش

ته این چرخ گردان خوش نشستم


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۹۴

 

لبالب کن قدح ساقی که مستم

به می ده جملگی اسباب هستم

مرا کن سرخ رو از جرعه خویش

چه میرانی که پیشت خاک بستم؟

اگر اصحاب عشرت می پرستند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۳

 

هزاران نقش گوناگون ببستم

به دستانی مگر آیی به دستم

گهی در جست و جویت می‌دویدم

گهی در خاک کویت می‌نشستم

رسولان را به حضرت نیست باری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۲۸۴

 

پری پیکر بت عیسا پرستم

به یک نظاره دل بردی ز دستم

بیا بنشین به فایز مهربان شو!

که من دین مسلمانی شکستم


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۳۱۰

 

نه من امروز پابند تو هستم

که من پا بست پیمان الستم

که فایز! دست پیمانی محالست

برم این عهد در جایی که هستم


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۲

 

من از سودای جانان نیم مستم

بده، ساقی، می گلگون بدستم

مرا جام آر، از آن خم دل افروز

که من این شیشها درهم شکستم

خطایی ناید از من، یا رب، آمین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاسم انوار
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۲

 

نه هشیارم توان گفتن نه مستم

که هم پیمانه هم پیمان شکستم

ز پا افکنده ام خود را در این دشت

مگر روزی رسد دستی بدستم

کرا تا سوی من افتد گذر باز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نشاط اصفهانی