گنجور

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۶ - مویه کردن شهرو پیش موبد

 

تو بودی غمگسار روزگارم

کنون اندوه تو با که گسارم

فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۶ - مویه کردن شهرو پیش موبد

 

ولیکن جان خویش آنگه سپارم

که دود از جان شاهنشه برآرم

فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۶ - مویه کردن شهرو پیش موبد

 

فرستم ویس را از دز بیارم

که با دردش همی طاقم ندارم

فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۵۲ - پاسخ دادن ویس موبد را

 

اگر جان هزاران نوح دارم

یکی جان را ازو بیرون نیارم

فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۵۳ - رفتن رامین به گوراب و دور افتادن از ویس

 

گوزن کوهی از کوه اندر آرم

به هامون یوز را بر وی گمارم

فخرالدین اسعد گرگانی
 
 
۱
۲
۳
۴
۱۸