گنجور

عطار » اسرارنامه » بخش سوم » بخش ۲ - فی فضیلت امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه

 

عجم را تا قیامت درگشاده

هزار و شصت وشش منبر نهاده

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش پنجم » بخش ۱ - المقاله الخامسه

 

هزاران جام در زهر اوفتاده

در آشامیده و ابرو گشاده

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش هفتم » بخش ۹ - الحکایه و التمثیل

 

ز راه کاروان یکسو فتاده

ز حیرت سر به زانو بر نهاده

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش هشتم » بخش ۱ - المقاله الثمانیه

 

چه دانی ای به زیر کوه زاده

که تو زیر چه باری اوفتاده

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش دهم » بخش ۵ - الحکایه و التمثیل

 

توکل کرده‌ای کار اوفتاده

به‌جای آورد چل حج پیاده

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش دوازدهم » بخش ۱ - المقاله الثانی عشر

 

الا ای سر به غفلت در نهاده

به دنیا دین خود بر باد داده

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش دوازدهم » بخش ۳ - الحکایه و التمثیل

 

ترا دل در دو خر بینم نهاده

نترسی کز دو خر مانی پیاده

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش دوازدهم » بخش ۶ - الحکایه و التمثیل

 

خموشانند سر در ره نهاده

زفان ببریده و در ره فتاده

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش دوازدهم » بخش ۶ - الحکایه و التمثیل

 

ز یک سو اسب بینی رخ نهاده

ز یک سو پیل بر گردن فتاده

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش دوازدهم » بخش ۶ - الحکایه و التمثیل

 

کمان بر شیر دهقان برگشاده

بره دو پای بر کژدم نهاده

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش پانزدهم » بخش ۲ - الحکایه و التمثیل

 

چو طاوسیست گردون پرگشاده

جهانی خلق را بر پر نهاده

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش هفدهم » بخش ۳ - الحکایه و التمثیل

 

به صد سختی درین زندان بزاده

بسی جان کنده آخر جان بداده

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش نوزدهم » بخش ۱۴ - الحکایه و التمثیل

 

چنان بندی‌ست بر جانشان نهاده

که ابروشان نبیند کس گشاده

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۱ - بسم اللّه الرحمن الرحیم

 

ز من عیبی که میبینی رضا ده

چو بخریدی مکن عیبم بهاده

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۱۲ - سبب نظم كتاب

 

نشسته بودم و شمعی نهاده

جماعت سوی من سمعی گشاده

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۱۵ - آغاز داستان

 

دو گنجش بود در کشتی نهاده

یکی از زر دگر از شاه زاده

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۱۵ - آغاز داستان

 

به زاری چشم بر صحرا نهاده

وزو فریاد در صحرا فتاده

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۱۷ - دیدن گل هرمز را در باغ و عاشق شدن

 

اگرچه بود گلرخ شاهزاده

ولی شه مات شد از یک پیاده

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۱۷ - دیدن گل هرمز را در باغ و عاشق شدن

 

بخوابش دید لب بر لب نهاده

چو شکّر بر لب گل لب گشاده

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۱۷ - دیدن گل هرمز را در باغ و عاشق شدن

 

دو چشم مور صد حلقه گشاده

ز عنبر بر در پسته نهاده

عطار
 
 
۱
۳
۴
۵
۶
۷
۱۸
sunny dark_mode