گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۲۷ - در ستایش فخر الدین شروان شاه منوچهر

 

ز عدل شاه که زد پنج نوبه در آفاقچهار طبع مخالف شدند جفت وفاق
رسید وقت که پیک امان ز حضرت اورساند آیت رحمت به انفس و آفاق
بسی نماند که بی‌روح در زمین ختنسخن سرای شود چون درخت در وقواق
به شکر آنکه جهان را خدایگان ملکی استکه نایب است به ملکت ز قاسم الارزاق
جلال ملت، تاج […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

عراقی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳

 

به طعنه گفت مرا دوستی که: ای زراقچرا همیشه شکایت کنی ز دست فراق؟
وصال یار نبودت فراق را چه کنی؟نشان عشق نداری، چه لافی از عشاق؟
بسی بگفت ازینگونه، گفتمش: بشنوجواب من ز سر صدق، بی‌ریا و نفاق:
تو گیر خود که نبوده است هیچ یار مرابه هیچ یار نیم در جهان به جان مشتاق
خیال چهرهٔ خوبان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۳۷

 

رسید دوش ندایی از ین بلند رواقکو ای مقیم زوایای شهر بند فراق
درین حضیض چرا گشته‌ای چنین محبوسگذر چو طایر قدسی زاوج این نه طاق
منافقند و ریایی جمیع اهل بشربیا به صحبت یاران بی‌ریا و نفاق
ترا به روز ازل با جیب عهدی بودچه آمدت که فراموش کرده‌ای میثاق
مرو به قول مخالف بهر زه راه حجازو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۱۵

 

رسید دوش ندایی ازین بلند رواق
که، ای مقیم زوایای شهربند فراق
درین حضیض چرا گشته ای چنین محبوس؟
گذر چو طایر قدسی از اوج این نه طاق
مناققند و ریای جمیع اهل بشر
بیا به صحبت یاران بی ریا و نفاق
ترا به روز ازل با حبیب عهدی بود
چه آمدت که فراموش کرده ای میثاق؟
مرو به قول مخالف به هرزه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در مدح سلطان اویس

 

مبشران سعادت برین بلند رواق
همی کنند ندا در ممالک آفاق
که سال هفتصد و پنجاه و هفت رجب
به اتفاق خلایق بیاری خلاق
نشست خسرو ریو زمین به استحقاق
فراز تخت سلاطین به دار ملک عراق
خدایگان سلاطین عهد شیخ اویس
پنا هو پشت جهان خسرو علی الا طلاق
شهنشهی که برای نثار مجلس اوست
پر از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۲۶ - در مدح اتسز

 

شبی که هست کف او خزانهٔ ارزاق
ز طبع اوست وجود مکارم الاخلاق
ابوالمظفر ، شاه مظفر ، اتسز ، کوست
خدایگان همه خسروان علی الاطلاق
بنام اوست کمال صحیهٔ آداب
بجاه اوست جمال بسیطهٔ آفاق
محبت در او نقش گشته در ارواح
عطیهٔ کف او طوق گشته در اعناق
بر آسمان شرف مهر و ماه دولت او […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۲۷۲

 

چرا همی بگزینی تو بر وصال فراق
چرا همی ز خراسان روی به‌ سوی عراق
تن مرا تو همی امتحان کنی به بلا
دل مرا تو همی آزمون‌ کنی به فراق
تو را که گفت که بُگسِل ز بیعت و پیمان
تو را که گفت که بگذر ز وعده و میثاق
همی کنی تن من چون تنورهٔ برزین
همی نهی دل من […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۲۷۳

 

خدایگان وزیران تویی به استحقاق
غیاث دولت عالی تویی علی الاطلاق
نظام نیست مبارک‌تر از تو در اسلام
هُمام نیست همایون‌تر از تو در آفاق
شرف‌گرفت به شاه تو دودهٔ سلجوق
خطر گرفت به جاه تو گوهر اسحاق
شدست اصل محامد زنام تو مشتق
شدست بخت مساعد به روی تو مشتاق
چو در مدیح تو دولت زبان‌گشاده به نطق
به خدمت تو سپهر از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۷۳۵

 

به جفت چشم تو در جهان و ابرو طاق
که نیست مثل تو در گردش همه آفاق
نظر به روی تو کردن کراست طاقت آن
مثال دیده ی خفاش و پرتو اشراق
توراست با همه حسن و جمال و غنج و دلال
هزار بار شرف بر فرشته در اخلاق
حلاوت شکر وشهد و لذت لب تو
بسی لطیف تر و خوش تر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری
 

ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۴۷

 

نشست خسرو روی زمین به استحقاق
فراز تخت سلیمان به دار ملک عراق
خدایگان ملوک زمانه نصرت دین
که هست افسر شاهی به طلعتش مشتاق
پناه و ملجاء شاهی شهنشه اعظم
که عالمی دگر است از مکارم اخلاق
رضاش خط دوم از صحیفه اعمار
سخاش باب گزاف از جریده ارزاق
فلک به طوع تقرب کند به خدمت او
چو دوستان به مدارا و دشمنان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۶۶۳

 

هوای وصل تو دارد غریق بحر فراق
چو تشنه که به آب روان بود مشتاق
شنیده ام که سگم خوانده عفاک الله
من قیر بدین هم ندارم استحقاق
هزار بار به گرد جهان مه و خورشید
بر آمدند و نظیرت ندید در آفاق
اساس عقل بر افتاد تا به ابرو و چشم
بنای حسن نهادی و بر کشیدی طاق
حدیث زلف درازت به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی