گنجور

اشعار مشابه

 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۷

 

چه باز در دلت آمد که مهر برکندی

چه شد که یار قدیم از نظر بیفکندی

ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست

هنوز وقت نیامد که بازپیوندی

بود که پیش تو میرم اگر مجال بود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۹

 

ببر دل از همه خوبان، اگر خردمندی

به شرط آنکه در آن زلف دلستان بندی

هر آن نظر که به دیدار دوست کردی باز

ضرورتست که از دیگران فرو بندی

اگر به تیغ ترا می‌توان برید از دوست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی مراغه‌ای
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۶۸

 

نمازِ شام رسید ای بتِ سمرقندی

بساز چنگ و بزن پرده ی نهاوندی

اگر چو چنگ بننوازیم روا نبود

که چون بریشمم از پای و سر فروبندی

کرشمه‌ای کن و بَشکی بزن چه باشد اگر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۶۹

 

رسید جان به دهانم ز آرزومندی

مقام مرحمت است این نه موضعِ تندی

سزا منم به عقوبت گناه کار منم

زبانِ بی‌گنهت را به هرزه می‌بندی

اگر به خون‌ِ منت رغبتی‌ست بسم‌الله

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۷۰

 

رسید جان به لبم از بس آرزومندی

هنوز وقت نیامد که باز پیوندی

به حالِ بنده که از دست می‌رود کارم

مگر نظر کنی از غایتِ خداوندی

غریب کشتن و آزارِ دوستان جستن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۷۱

 

گسسته‌ای و نخواهی که باز پیوندی

توقّع است که رحمت کنی و نپسندی

سرِ ستیزه گرفتی چه روی می‌بینی

درِ جفا بگشادی چه نقش می‌بندی

بیا و دیدۀ حاسد بکن که از غیرت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

کمال خجندی » مقطعات » شمارهٔ ۹۵

 

بسمع معجری ای پیک عاشقان برسان

حدیث شوق ملاقات و آرزمندی

ز بعد آنکه زدی حلقه بر در و خود را

در آن جناب همایون چو حلقه افکندی

بگویش این قدر از من که ای برتبت و فضل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۶۵

 

دلا زعشق مجاز از چه مهر برکندی

حقیقتی بکف آور که باز پیوندی

بیا که تخم امیدم هنوز در دل هست

اگر تو بیخ محبت زریشه برکندی

سخن ببزم رقیبان نموده ای آغاز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

آشفتهٔ شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۸۳

 

بیا که میکشدم درد ارزومندی

طبیب درد منی در بمن چه می بندی

مرا گریز چو از بندگی میسر نیست

ترا گزیر نباشد هم از خداوندی

ز بسکه غیرت حسنت غیور کرد ایشمع

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی