گنجور

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۱۰

 

به گفتار بدگوهرانش بکشت

کجا بود درپادشاهیش پشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۱۰

 

چو خسرو نباشد ورا یاروپشت

ببیند ز من روزگار درشت

فردوسی
 

فردوسی » هجونامه (منتسب)

 

درختی که او تلخ دارد سرشت

گرش برنشانی به باغ بهشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۲

 

همه بوم ایران سراسر بگشت

به آباد و ویرانی اندر گذشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۳

 

نبیره پسر داشت هفتاد و هشت

دلیران کوه و سواران دشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۳

 

سراپرده بردند ز ایوان بدشت

سپهر از خروشیدن آسیمه گشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۳

 

نبیره پسر داشت هفتاد و هشت

از ایشان نبد جای بر پهن دشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۳

 

پر از درد از آن جایگه بازگشت

بسوی سراپرده آمد ز دشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۱۲

 

همی گفت گفتارهای درشت

چو بیژن چنان دید بنمود پشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۱۵

 

چو رهام گرد اندر آمد به پشت

خروشان یکی تیغ هندی به مشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۲۲

 

چو شد رزم گودرز و پیران درشت

چو نهصد تن از تخم پیران بکشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۲۲

 

دلیران بدشمن نمودند پشت

ازان کارزار انده آمد بمشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۲۲

 

چو پیش آمد این روزگار درشت

ترا روی بینند بهتر که پشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۲۲

 

که گر دو برادر نهد پشت پشت

تن کوه را سنگ ماند بمشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۲۳

 

بران کشتگان بر یکایک بگشت

که بودند افگنده بر پهن‌دشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۲۳

 

ازیشان فراوان بخست و بکشت

پیاده نپیچید و ننمود پشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۲۳

 

چو تیر اسپری شد سوی نیزه گشت

چو دریای خون شد همه کوه و دشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۲۴

 

چو خورشید تابنده بنمود پشت

دل گیو گشت از برادر درشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۲۴

 

چو دانست کز لشکر اندر گذشت

ز گردان و گردنکشان دور گشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۳

 

درخشیدن تیغ و ژوپین و خشت

تو گفتی شب اندر هوا لاله کشت

فردوسی
 
 
۱
۱۷
۱۸
۱۹
۲۰
۲۱
۲۲