گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)» و حروف قافیهٔ «شت»

 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۸۴

 

من که خاقانیم ز هر دو جهان

بی‌نیازم چه خوب هر دو چه زشت

عافیت خواهم این سرا نه یسار

مغفرت خواهم آن سرا نه بهشت


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۲۲ - مدح زین‌الدین عبدالله را گوید و حضور میزبان را خواهد

 

ای بزرگی کز آب و خاک چو تو

دست دوران آسمان نسرشت

تخمی از لطف در زمین کمال

چو تو حراث روزگار نکشت

یاد کردی ز انوری به کرم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ماده تاریخ‌ها » شمارهٔ ۱۷

 

حیف از هدیه آن گل رعنا

که پری چهره بود و حور سرشت

حیف از آن تازه گل که بر شاخش

دست گلچین روزگار نهشت

از حریرش لباس بود آخر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هاتف اصفهانی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۸

 

گشت روی زمین چو صحن بهشت

از رخ خوب یار حور سرشت

دیده از دل کن وببین دیدار

ای قصارای همت تو بهشت

بر گل از روی لاله رخ که نمود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۴۵

 

خواجه آورد بهر سفره ما

پشت آن یک دو گوسفند که کشت

لیکن از دست نخوت جودش

نشد آلوده ام به آن انگشت

هست ازان با خودش تصور آن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی