گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)» و حروف قافیهٔ «ان» - صفحهٔ ۱

 

سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۳ - در وداع ماه رمضان

 

برگ تحویل می‌کند رمضان

بار تودیع بر دل اخوان

یار نادیده سیر، زود برفت

دیر ننشست نازنین مهمان

غادر الحب صحبةالاحباب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح محمد ترکین بغراخان

 

چرخ نارد به حکم صدر دوران

جان نزاید به سعی چار ارکان

در زمین از سخا و فضل و هنر

چون محمد تکین بغراخان

آنکه شد تا سخاش پیدا گشت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۹۲

 

یاد کن: زیرت اندرون تن شوی

تو برو خوار خوابنیده، ستان

جعد مویانت جعد کنده همی

ببریده برون تو پستان

پیر فرتوت گشته بودم سخت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی سمرقندی
 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۵

 

امهات و نبات با حیوان

بیخ و شاخند و بارشان انسان

بار مانند تخم خویش بود

سر بیابی چو یافتی پایان

چون سخن‌گوی بود آخر کار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو قبادیانی
 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۱

 

چیست آن لشکر فریشتگان

که بیایند از آسمان پران

سوی آن مرده‌ای که زنده شود

چون بشویندش آن فریشتگان؟

چیست آن مردهٔ فریشته خوار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو قبادیانی
 

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶ - در حسب حال و رنجش خاطر سلطان و طلب عفو

 

ای ندیمان شهریار جهان

ای بزرگان درگه سلطان

ای پسندیدگان خسرو شرق

همنشینان او به بزم و به خوان

پیش شاه جهان شما گویید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی سیستانی
 

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۰ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصرالدین

 

آن کمر باز کن بتا ز میان

زین غم و وسوسه مرا برهان

من در آن اندهم که رنج رسید

بر میان تو از کشیدن آن

با میانی کزو اثر نه پدید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی سیستانی
 

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در مدح خواجه ابو سهل دبیر وزیر امیر یوسف

 

اندر آمد به باغ باد خزان

گرد برگشت گرد شاخ رزان

رز دژمروی گشت و لرزه گرفت

عادت او چنین بود به خزان

رز چرا ترسد ای شگفت ز باد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی سیستانی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۸۲ - در شکایت اهل زمان

 

روبهی می‌دوید از غم جان

روبه دیگرش بدید چنان

گفت خیرست بازگوی خبر

گفت خر گیر می‌کند سلطان

گفت تو خر نیی چه می‌ترسی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۸۳ - نصیحت

 

کم عیالی سعادتیست که مرد

نرود جز برای خویش بدان

مرد رد نیز بند تخته و غل

جز عیال گران مدان به جهان

گرچه مردانگی به جهد کند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ماده تاریخ‌ها » شمارهٔ ۲۶

 

خسرو کشور سخن مشتاق

صاحب رای پیر و طبع جوان

قطب سادات آن که می‌بخشید

قالب لفظ را ز معنی جان

آن که از بحر طبع گوهرزای

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هاتف اصفهانی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۳۴

 

گر توانی بدو رسانیدن

یک سلام از من ای صبا برسان

پس بگو کز دو چشم فتنه پرست

بده انصاف ما و یا بستان


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۶

 

ای برون از سرای کون و مکان

برتر از هرچه میدهند نشان

هم زبان از ثنای تو قاصر

هم خرد در سپاس تو حیران

ای منزه ز شبه و مثل و نظیر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۷

 

باغ روی تو روضه رضوان

داغ عشق تو مالک نیران

طاق ابروت قبله اسلام

کفر گیسوت رهبر ایمان

چشم مست تو ساقی ایمان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۹

 

بر دل تنگ ما فضای جهان

تیره شد از کشاکش تن و جان

تن خراست و علف همیخواهد

جان چو عیسی خدایرا جویان

دل ما صورتان بی معنی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۰

 

ای که درد مرا توئی درمان

ای که راه مرا توئی پایان

کمر خدمتت بدل بستم

هرچه گوئی بجان برم فرمان

داده‌ام تن بخدمت تو بدل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶۷

 

گر گدائی کنی تو از سلطان

پادشاهی کنی چو شاه جهان

گنج عشقش بجو که در دل توست

آن چنان گنج در چنین ویران

نور رویش به چشم ما پیداست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۶

 

ار قضای خدای عزوجل

حی قیوم و قادر و سبحان

نیم ساعت گذشته بود از روز

روز آدینه در مه شعبان

یازدهم بود وقت ماه شریف

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۹۸ - پیام به یاران تهران

 

ای صبا رو به جانب تهران

دوستان را ز من سلام رسان

دوست گفتم زگفت خود خجلم

دوستی رخت بست از طهران

همه مانند کبک در دی ماه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۴ - چیستان و مدح آن سلطان

 

گوهری جان نمای و پاک چو جان

گوهری پر ز گوهر الوان

زده بر پشت او یکی خایسک

سوده بر روی او بسی سوهان

روشنش کرده هر دو روی آتش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

[۱] [۲]