گنجور

اشعار مشابه

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷۹

 

شاهدی بین که در زمانه بزاد

بت و بتخانه را به باد بداد

شاهدانی که در جهان سمرند

کس از ایشان دگر نیارد یاد

از رخ ماه او چو ابر گشود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴

 

جان من! جان من فدای تو باد

هیچت از دوستان نیاید یاد

می روی و التفات می‌نکنی

سرو هرگز چنین نرفت آزاد

آفرین خدای بر پدری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » هرچه باداباد

 

گفت با خاک، صبحگاهی باد

چون تو، کس تیره‌روزگار مباد

تو، پریشان ما و ما ایمن

تو، گرفتار ما و ما آزاد

همگی کودکان مهد منند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۳

 

بی‌طمع باش اگر همی خواهی

تا نیفتی ز پایهٔ امجاد

زان که چون مرغ دشتی ز ره طمع

کرد آهنگ دانهٔ صیاد

ناشده حلق او چو حلقهٔ دام

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۵

 

گر چه شمشیر حیدر کرار

کافران کشت و قلعه‌ها بگشاد

تا سه تا نان نداد در حق او

هفده آیت خدای نفرستاد


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۶

 

شاد زی با سیاه چشمان، شاد

که جهان نیست جز فسانه و باد

زآمده شادمان بباید بود

وز گذشته نکرد باید یاد

من و آن جعد موی غالیه بوی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی سمرقندی
 

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - در تهنیت جلوس سلطان محمد پس از سلطان محمود

 

هرکه بود از یمین دولت شاد

دل به مهر جمال ملت داد

هرکه او حق نعمتش بشناخت

میر ما را نوید خدمت داد

طاعت آن ملک به جا آورد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی سیستانی
 

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در مدح خواجه عبد الرزاق بن احمد بن حسن میمندی

 

ای دل من ترا بشارت باد

که ترا من به دوست خواهم داد

تو بدو شادمانه‌ای به جهان

شاد باد آنکه تو بدویی شاد

تا نگویی که مر مرا مفرست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی سیستانی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - کار من بین که چون شگفت افتاد

 

روزگاری است سخت بی‌بنیاد

کس گرفتار روزگار مباد

شیر بینم شده متابع رنگ

باز بینم شده مطاوع خاد

نه به جز سوسن ایچ آزادست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴ - در مدح ملک بدرالدین سنقر

 

عید بر بدر دین مبارک باد

سنقر آن آفتاب دولت و داد

آنکه شغل نظام عالم را

چرخ از عدل او نهد بنیاد

وانکه قصر خراب دولت را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ماده تاریخ‌ها » شمارهٔ ۱

 

در زمان خدیو دارا شان

آن کرم پیشهٔ کریم نهاد

سایه حق کریمخان که ز عدل

زینت دهر و زیب دوران داد

شهریار جهان که در گیتی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هاتف اصفهانی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۴۱

 

صدر عالی، کمال دولت و دین

ای به تو کشور کرم، آباد

در سخا و مروت و احسان

مثل تو مادر زمانه نزاد

هر که او دست در رکاب تو زد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۴۲

 

پادشاها صبوح دولت تو

متصل با صباح محشر باد

بنده امروز پنج روز گذشت

که برین برهمی زنم فریاد

نه کسی می‌رسد به فریادم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۰

 

تنگی آورده خانهٔ صیاد

یک دو چاک قفس‌کنید زیاد

سیرآن جلوه مفت فرصت ماست

نوبهاریم چشم بد مرساد

عشق چون شمع در تلاش سجود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۶۲ - تغزل

 

دلم از عشق آن بت نوشاد

چند باید شکسته و ناشاد

چند باید ستم براین دل و جور

که دل است این‌، نه آهن و پولاد

آمد آن تیره روز و نامش عشق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۳ - در تهنیت جلوس سلطان محمد پس از سلطان محمود گوید

 

هر که بود از یمین دولت شاد

دل بمهر جمال ملت داد

هر که او حق نعمتش بشناخت

میر مارا نوید خدمت داد

طاعت آن ملک بجا آورد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی سیستانی
 

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۴ - در مدح خواجه عبد الرزاق بن احمد بن حسن میمندی گوید

 

ای دل من ترا بشارت داد

که ترا من بدوست خواهم داد

تو بدو شادمانه ای بجهان

شاد باد آنکه توبدویی شاد

تا نگویی که مرمرا مفرست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی سیستانی
 

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۵ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری ندیم سلطان محمود

 

عاشقانرا خدای صبر دهاد

هیچکسرا بلای عشق مباد

با همه بیدلان برابر گشت

هر که اندر بلای عشق افتاد

هر که را عشق نیست انده نیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی سیستانی
 

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۷ - در تهنیت خلعت وزارت گوید

 

ای دل میر اولیا بتو شاد

خلعت میر بر تو فرخ باد

روی دیوان او مزین گشت

تا ترا خلعت وزارت داد

لاجرم کار او کنی بنظام

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی سیستانی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۹ - شکایت از روزگار

 

روزگاریست سخت بی فریاد

کس گرفتار روزگار مباد

شیر بینم شده متابع رنگ

باز بینم شده مسخر خاد

نه به جز سوسن ایچ آزادست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

[۱] [۲]