گنجور

شمارهٔ ۲۷ - در تهنیت خلعت وزارت گوید

 
فرخی سیستانی
فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید
 

ای دل میر اولیا بتو شاد

خلعت میر بر تو فرخ باد

روی دیوان او مزین گشت

تا ترا خلعت وزارت داد

لاجرم کار او کنی بنظام

لا جرم گنج او کنی آباد

خواست تا تو بدو ره آموزی

شغل او را قوی کنی بنیاد

بس گره کش زمانه سخت ببست

رای وتدبیر تو زهم بگشاد

خسته باد آن دلی و آن جگری

که بشادی تو نباشد شاد

که سزاوارتر به خلعت میر

از تو ای مهتر بزرگ نژاد

آنکه زاد ای بزرگوار ترا

از پی رادی وبزرگی زاد

از بزرگی ز خلق فرد تویی

وین چنین فرد آمدست آزاد

تا نباشد چو ارغوان نسرین

تا نباشد چو نسترین شمشاد

دیرزی وانکه عز تو طلبد

همچو تو شاد باد و دیر زیاد

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.