گنجور

اشعار مشابه

 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷

 

نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست

کان کسی نیست که هرلحظه دلش پیش کسیست

تو کجا صید من سوخته خرمن باشی

که شنیدست عقابی که شکار مگسیست

نه من دلشده دارم هوس رویت و بس

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰

 

ای که در صورت خوب تو جمال معنیست

قبله روح از آن روی کنم کان اولیست

هرکرا قالب دل جان نپذیرفت از عشق

همچو تمثال بود، صورت او بی معنیست

ره نماینده همیشه بظلال عشق است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۸

 

لطف و قهرت به من سوخته جان هر دو یکی ست

دانه چون سوخت، بهاران و خزان هر دو یکی ست

تا تو مهجوری من خواسته ای، در کامم

تلخی دوری و شیرینی جان هر دو یکی ست

دل خراشانه لبم ناله عبث می سنجد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۰

 

یارب این درد که درمان نپذیرد از چیست

وین که بر داغ درون تازه نمک پاشد کیست

عجز دارند طبیبان جهانم زعلاج

لاعلاجم چکنم چاره چه تدبیرم چیست

گر چه نالد دل بیمار بسینه پنهان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

آشفتهٔ شیرازی