گنجور

 
فضولی

ای که از جهل مقید شده بر صورت

این صفت در روش اهل خرد بی معنیست

هر که شد واله صورت بهوای دل خود

هیچ گه ملتفت معرفت معنی نیست

هست طفلی که بتعلیم معلم ز کتاب

خواند خط لیک ندانست که مضمونش چیست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
منوچهری

راست گویید که این قصه و این نادره چیست

وانکه آبستنتان کرد بگویید که کیست

این چه بیشرمی و بیباکی و بیدادگریست

جای آنست که باید به شما بر بگریست

سیف فرغانی

ای که در صورت خوب تو جمال معنیست

قبله روح از آن روی کنم کان اولیست

هرکرا قالب دل جان نپذیرفت از عشق

همچو تمثال بود، صورت او بی معنیست

ره نماینده همیشه بظلال عشق است

[...]

نظام قاری

جامه خوش ببر از دست گدایان نکنم

که بدوزند بمن کیسه که این بزازیست

فصیحی هروی

گریه گردیده گدازست فصیحی گله چیست

کشتی نوح شکستن هنر طوفان است

صائب تبریزی

پیشی قافلهٔ ما به سبکباری نیست

هر که برداشته بار از دگران در پیش است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه