آنکه هرلحظه نمرد از غم رویت، چون زیست؟
وآنکه از گریه نشد آب، نمیدانم کیست؟
مردم شهر محبت همه درویشانند
ناتوانیست که در مملکت عشق قویست
دست برداشتن وقت دعا ایمائی است
که شفاعتگر ما پیش خدا دست تهیست
این لئیمان که به همچشمی هم جود کنند
چون دو چشمند که بی هم نتوانند گریست
همه گفتند که: بر دوری تو صبر کنند
آنکه میگفت و نمیکرد بجز واعظ کیست؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و غم ناشی از دوری معشوق سخن میگوید. شاعر به بررسی احساسات عمیق عاشقان میپردازد که در غم و اندوه هستند و به این نکته اشاره میکند که در دنیای محبت، افرادی که در عشق ناتوانند، به نوعی قدرتمندتر هستند. همچنین به دعا و شفاعت اشاره میکند و بیان میکند که حتی در دعا نیز حس خالی بودن و ناتوانی وجود دارد. در نهایت، به دوگانگی بین گفتار و عمل اشاره میکند و یادآوری میکند که آنهایی که فقط حرف میزنند و عمل نمیکنند، مانند واعظانی هستند که نقشی در صبر بر دوری معشوق ندارند.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر غم دیدن تو هر لحظه میمیرد، چطور میتواند زندگی کند؟ و کسی که به خاطر اشک ریختن آب نمیشود، نمیدانم او کیست؟
هوش مصنوعی: همه کسانی که در شهر محبت هستند، در واقع درویش و زاهدند. اما کسی که در عشق واقعی قوی است، ناتوانی را در بر نمیگیرد.
هوش مصنوعی: دست برداشتن از دعا نشاندهنده این است که شفاعتکننده ما در پیش خداوند بدون ابزار و توانایی است.
هوش مصنوعی: این افرادی که در صفات نیکو مانند generosity با یکدیگر رقابت میکنند، شبیه دو چشمی هستند که نمیتوانند بدون هم اشک بریزند.
هوش مصنوعی: همه گفتند که در برابر دوری تو صبر کنند، اما آن کسی که فقط حرف میزد و عمل نمیکرد جز واعظ کیست؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
راست گویید که این قصه و این نادره چیست
وانکه آبستنتان کرد بگویید که کیست
این چه بیشرمی و بیباکی و بیدادگریست
جای آنست که باید به شما بر بگریست
ای که در صورت خوب تو جمال معنیست
قبله روح از آن روی کنم کان اولیست
هرکرا قالب دل جان نپذیرفت از عشق
همچو تمثال بود، صورت او بی معنیست
ره نماینده همیشه بظلال عشق است
[...]
جامه خوش ببر از دست گدایان نکنم
که بدوزند بمن کیسه که این بزازیست
ای که از جهل مقید شده بر صورت
این صفت در روش اهل خرد بی معنیست
هر که شد واله صورت بهوای دل خود
هیچ گه ملتفت معرفت معنی نیست
هست طفلی که بتعلیم معلم ز کتاب
[...]
گریه گردیده گدازست فصیحی گله چیست
کشتی نوح شکستن هنر طوفان است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.