گنجور

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵

 

نرگسین چشما به گرد نرگس تو تیر چیستوان سیاهی اندرو پیوسته همچون قیر چیست
گر سیاهی نیست اندر نرگس تو گرد اوآن سیه مژگان زهرآلود همچون تیر چیست
گر شراب و شیر خواهی ریخته بر ارغوانپنجه‌های دست رنگین پر شراب و شیر چیست
گر مثال دست شاه زنگ دارد زلف توپس دو دست شاه زنگی بسته در زنجیر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶

 

ماه رویا گرد آن رخ زلف چون زنجیر چیستوندران زنجیر چندان پیچ و تاب از قیر چیست
گر بود زنجیر جانان از پی دیوانگانخود منم دیوانه بر عارض ترا زنجیر چیست
گر شراب و شیر خواهی مضمر اندر یاسمینتودهٔ عنبر فگنده بر شراب و شیر چیست
قبلهٔ جان ای نگار از صورت و روی تو نیستاز خیالت روز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی