فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۸ - کشتن گهار گهانی، تاختن رستم بر خاقان چین و افکندن کمند بر مهتران
بایران سزاوار کیخسروست
که او در جهان شهریار نوست
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۱۵ - افکندن گردان ایران و بریدن درفش کاویان، کشتی رستم با پولادوند و گریز دیو
گر از دشمنت بد رسد گر ز دوست
بد و نیک را داد دادن نکوست
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۱۷ - بازگشت رستم از توران، استقبال و بزم کیخسرو، بخشش و رفتن به زابلستان
جهاندار با دانش و نیکخوست
ولیکن مرا چهر زال آرزوست
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۷ - گفتگوی هومان و پیران: شتاب جنگ، هشدار از گودرز و کوه، و پیمان رزم سپیدهدم
گزین بزرگان کیخسروست
سر نامداران هر پهلوست
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۸ - نبرد خونین گودرز و پیران، پیمان شبانهٔ رزم تنبهتن و آرایش دوبارهٔ دو سپاه
که پشت همه شهر توران بدوست
چو روی تو بیند بدردش پوست
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۸ - نبرد خونین گودرز و پیران، پیمان شبانهٔ رزم تنبهتن و آرایش دوبارهٔ دو سپاه
بر این زین همانا که کوهست و روست
بر او بر ندرد جز از شیر پوست
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۴ - لشکرکشی کیخسرو به رویارویی افراسیاب، خندق و دو روز خاموشی، و گفتوگوی پشنگ و شیده در شیوهٔ نبرد
مرا آرزو جنگ کیخسروست
که او در جهان شهریار نوست
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۷ - نبرد دور از سپاه کیخسرو و شیده، کشتن شیده و سوگ افراسیاب
گر ایدر مرا هوش بر دست اوست
نه دشمن ز من باز دارد نه دوست
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۵ - فتح گنگدژ و گریز نهانی افراسیاب، زاری زنان توران و بخشایش کیخسرو
چنین زندگانی همی مرگ اوست
شگفت آن که بر تن ندردش پوست
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۶ - نامهٔ فتح گلزریون و گنگ، همپیمانی افراسیاب با فغفور چین و آرایش دو سپاه
بر آنم که از بخت کیخسروست
و گر بر سرم روزگاری نوست
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۲۴ - پناه افراسیاب به هنگ، بستن او به دست هوم، بخشایش کمند و گریز به دریا
سخنهات چون گلستان نوست
ترا هوش بر دست کیخسروست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱۴ - نبردها و فتح شهرهای روم
هم اندر زمان آنک فریاد ازوست
پر از کاه بینند آگنده پوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۳۷ - پندهای نخستین بزرجمهر در انجمن
دل هرکسی بندهٔ آرزوست
وزو هر یکی را دگرگونه خوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۳۹ - نشست سوم: پرسشهای بیشتر درباره فضایل و شاهی
کسی را ندرد به گفتار پوست
بود بر دل انجمن نیز دوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۴۱ - نشست پنجم: گفتگو درباره دانش، دبیری و آداب
چنین داد پاسخ که راه از دو سوست
گذشتن تو را تا کدام آرزوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۴۲ - نشست ششم: پرستش شاه و آداب درباری
دلی کو ندارد تن شاه دوست
نباید که باشد ورا مغز و پوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۶۲ - پندهای بزرجمهر در پایان
بترسد ز کار فریبنده دوست
که با مغز جان خواهد و خون و پوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۶۲ - پندهای بزرجمهر در پایان
چنین داد پاسخ که از مرد دوست
جوانمردی و داد دادن نکوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۶۲ - پندهای بزرجمهر در پایان
بدو گفت کسری کرا بیش دوست
که با او یکی بود از مغز و پوست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۶۸ - جنگ میان گو و طلخند
برادر نخوانم تو را من نه دوست
نه مغز تو از دودهٔ ما نه پوست
