فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۵ - نامهٔ جنگافروز اسکندر به فور هندی و رسیدن فرستاده به درگاه او
چو آورد لشکر به نزدیک فور
یکی نامه فرمود پر جنگ و شور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۵ - نامهٔ جنگافروز اسکندر به فور هندی و رسیدن فرستاده به درگاه او
فرستاده شاهش به نزدیک فور
گهی رزم گفتی گهی بزم و سور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۶ - برآشفتن فور از نامهٔ اسکندر و نوشتن پاسخ تند با تهدید ژندهپیلان
اگر فیلقوس این نوشتی به فور
تو نیز آن هم آغاز و بردار شور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۷ - لشکرکشی اسکندر سوی فور، شکایت و پوزش سپاه و ساختن سواران آهنین برابر پیل
بیینید ازان پس که رنجور فور
نپردازد از بن به رزم و به سور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۸ - نبرد اسکندر با فور: گریز پیلان از آتش، کشتن فور در نبرد تنبهتن و سپردن تخت به سورگ
چو اسکندر آمد به نزدیک فور
بدید آن سپه این سپه را ز دور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۸ - نبرد اسکندر با فور: گریز پیلان از آتش، کشتن فور در نبرد تنبهتن و سپردن تخت به سورگ
سواری فرستاد نزدیک فور
که او را بخواند بگوید ز دور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۸ - نبرد اسکندر با فور: گریز پیلان از آتش، کشتن فور در نبرد تنبهتن و سپردن تخت به سورگ
ز رومی سخنها چو بشنید فور
خریدار شد رزم او را به سور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۸ - نبرد اسکندر با فور: گریز پیلان از آتش، کشتن فور در نبرد تنبهتن و سپردن تخت به سورگ
سکندر شما را چنان شد که فور
ازو جست باید همی رزم و سور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۸ - نبرد اسکندر با فور: گریز پیلان از آتش، کشتن فور در نبرد تنبهتن و سپردن تخت به سورگ
وزان جایگه شد بر تخت فور
بران جشن ماتم برین جشن سور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۸ - نبرد اسکندر با فور: گریز پیلان از آتش، کشتن فور در نبرد تنبهتن و سپردن تخت به سورگ
که گاهی سکندر بود گاه فور
گهی درد و خشمست و گه کام و سور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۱ - نامهٔ تهدید اسکندر به قیدافه و طلب باج، پاسخ سرافرازانه و رد فرمان
چو اندازه گیری ز دارا و فور
خود آموزگارت نباید ز دور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۳ - دیدار اسکندر در کسوت بیقطون با قیدافه و شناخته شدن او با حریر نگاشته
چو آتش همی راند مهتر ستور
به کوهی رسیدند سنگش بلور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۳ - دیدار اسکندر در کسوت بیقطون با قیدافه و شناخته شدن او با حریر نگاشته
رخ شاه تابان به کردار هور
نشستن گهش را ستونها بلور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۴ - پند قیدافه به اسکندر، نام بیطقون و سوگند او به نیکی با خاندانش
یکی بادسارست داماد فور
نباید که داند ز نزدیک و دور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۶ - خشم سکندر بر طینوش، رایزنی نهانی قیدافه و فریفتن او به کمین در بیشه
هماکنون سرت را من از درد فور
به لشکر نمایم ز تن کرده دور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۷ - رسیدن سکندر به کوه لاژورد و خانهٔ یاقوت، جسد گرازسر و هشدار مرگ از چشمهٔ شور
همه خانه قندیلهای بلور
میان اندرون چشمهٔ آب شور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۹ - اسکندر به جامهٔ فرستاده نزد فغفور چین، نامهٔ جنگ و ساو، پاسخ نرم و بار هدایا
ز دارای داراب و فریان و فور
سخن هرچ پیدا بد از رزم و سور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۹ - اسکندر به جامهٔ فرستاده نزد فغفور چین، نامهٔ جنگ و ساو، پاسخ نرم و بار هدایا
ز سنجاب و قاقم ز موی سمور
ز گستردنیها و جام بلور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۶ - مویهٔ مادر و روشنک بر مرگ اسکندر، به خاک سپردن صندوق و تأمل در فرجام جهان
همان خسرو و اشک و فریان و فور
همان نامور خسرو شهرزور
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۵ - شکار گور و ستیز اردشیر با پسر اردوان، خشم شاه و گماردنش به سالاری آخور
به هامون پدید آمد از دور گور
ازان لشکر گشن برخاست شور
