فردوسی » شاهنامه » طهمورث » تَهمورِث(تَخمورِپ، تَخمه اورپه)
نبشتن به خسرو بیاموختند
دلش را به دانش برافروختند
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود
بفرمود تا آتش افروختند
همه عنبر و زعفران سوختند
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۷ - آمدن سیندخت نزد سام با هدایا و شفاعت برای کابل و پذیرش وصلت زال و رودابه
بزرگان ز تو دانش آموختند
به تو تیرگیها برافروختند
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۶ - زادن رستم، نامگذاری او، فرستادن پیکرش نزد سام و رشد شگفتانگیز کودک
همان دردگاهش فرو دوختند
به دارو همه درد بسپوختند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۹ - خان پنجم و ششم رستم: تاریکی و دشت سبز، برخورد با دشتبان و اسیر کردن اولاد
به مازندران آتش افروختند
به هر جای شمعی همی سوختند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۱ - خان هفتم رستم: کشتن دیو سپید، درمان چشم کاووس و گشودن مازندران
ز شمشیر تیز آتش افروختند
همه شهر یکسر همی سوختند
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۱ - فریب گرسیوز، خشم افراسیاب و بریدن سر بیگناه سیاوش به دست گروی زره
خروشید و شمعی برافروختند
برش عود و عنبر همی سوختند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۰ - سخن دقیقی: بازگشت گشتاسپ، بخشش همای به اسفندیار و تعقیب ارجاسپ
بفرمود تا آذر افروختند
برو عود و عنبر همی سوختند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۱ - سخن دقیقی: سپردن فرمانروایی به اسفندیار و گسترش دین زرتشت در جهان
بتان از سر کوه میسوختند
بجای بت آذر برافروختند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۳ - سخن دقیقی: فراخواندن اسفندیار به درگاه و بازگشت او با جاماسپ
به پیشش همی عود میسوختند
تو گفتی همی آتش افروختند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۵ - سخن دقیقی: سفر گشتاسپ به زابلستان و آمادهسازی دوبارهٔ ارجاسپ برای حمله
وزو زند و کشتی بیاموختند
ببستند و آذر برافروختند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۷ - فرمان ارجاسپ به کهرم، تاختن بر بلخ و کشته شدن لهراسپ و سوختن آتشکده
همه زند و استش همی سوختند
چه پرمایهتر بود برتوختند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۹ - گریز و محاصرهٔ گشتاسپ بر کوه، پشیمانی از بند اسفندیار و رفتن جاماسپ به دژ گنبدان
ازان کوهسار آتش افروختند
بدان خاره بر خار میسوختند
فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۱۲ - شب یورش اسفندیار به درگاه ارجاسپ: کشتن شاه ترکان، رهانیدن خواهران و پیوستن به پشوتن
بفرمود تا شمع بفروختند
به هر سوی ایوان همی سوختند
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۴ - خستن رستم و رخش به تیر اسفندیار، زینهار شبانه و سوگ نوشآذر و مهرنوش
ز پیکان همی آتش افروختند
به بر بر زره را همی دوختند
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۵ - سوگ زال بر مرگ رستم، بازآوردن پیکر از چاه کابل و ساختن دخمه در زابلستان
همی عنبر و زعفران سوختند
همه خستگیهاش بردوختند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود » بخش ۵ - نبرد داراب با رومیان، آفرین و بخشش رشنواد و باژ فرستادن قیصر
به شمشیر تیز آتش افروختند
همه شهرها را همی سوختند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۷ - لشکرکشی اسکندر سوی فور، شکایت و پوزش سپاه و ساختن سواران آهنین برابر پیل
به میخ و به مس درزها دوختند
سوار و تن باره بفروختند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۱ - نبرد سکندر با نرمپایان، کشتن اژدهای کوه، بانگ مرگ و رفتن به شهر زنان هروم
همان بیکران آتش افروختند
به هرجای مشعل همی سوختند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۵ - سفر نهانی شاپور به روم در کسوت بازرگان، دوختن در پوست خر و تاختن قیصر بر ایران
بر مست شمعی همی سوختند
به زاریش در چرم خر دوختند
