فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۲
بدو گفت کای مرد چیرهسخن
به گفتار مشتاب و تندی مکن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۲
ز درگه دو دانا پدیدار کن
زبانآور و کامران بر سخن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۴
بدو گفت شنگل که تندی مکن
که با تو هنوزست ما را سخن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۷
به تنها تن خویش بیانجمن
نه دستور بد پیش و نه رای زن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۸
جز آن بد که گفتی سراسر سخن
بزرگی نو را نخواهم کهن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۹
به تنها بگویم ترا یک سخن
نباید که داند کس از انجمن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۹
بدو گفت بهرام پس چاره کن
وزین راز مگشای بر کس سخن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد هجده سال بود » بخش ۳ - پادشاهی پیروز بیست و هفت سال بود
فرستاده را گفت چندین سخن
نگوید جهاندیده مرد کهن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد هجده سال بود » بخش ۴ - پادشاهی بلاش پیروز چهار سال بود
برو خوار بود آنچ گفتم سخن
هم اندیشهٔ روزگار کهن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی قباد چهل و سه سال بود » بخش ۱ - پادشاهی قباد چهل و سه سال بود
چو بشنید مهتر ز موبد سخن
بنو تاخت و بیزار شد از کهن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی قباد چهل و سه سال بود » بخش ۱ - پادشاهی قباد چهل و سه سال بود
چنینست رسم سرای کهن
سرش هیچ پیدا نبینی ز بن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی قباد چهل و سه سال بود » بخش ۲ - داستان مزدک با قباد
به کسری سپردند یکسر سخن
خردمند و دانندگان کهن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی قباد چهل و سه سال بود » بخش ۲ - داستان مزدک با قباد
که با این سران هرچه خواهی بکن
از این پس ز مزدک مگردان سخن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی قباد چهل و سه سال بود » بخش ۲ - داستان مزدک با قباد
چنین گفت پرسنده را سروبن
که شادان بدم تا نبودم کهن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان
بزرگان گیتی شدند انجمن
چو بنشست سالار با رایزن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان
همه پادشاهان شدند انجمن
زمین را ببخشید و برزد رسن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان
بنا کشته اندر نبودی سخن
پراگنده شد رسمهای کهن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان
اگر می گساریم با انجمن
گر آهسته باشیم با رایزن
