شهید بلخی » قصاید، غزلیات و قطعات » شمارهٔ ۱۵
چون چلیپای روم از آن شد باغ
که ابر بربست باغ را عسلی
ابر چون چشم هند بنت عتبه است
برق مانند ذوالفقار علی
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر
محمّد بدو اندرون با علی
همان اهل بیتِ نبیّ و ولی
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۵ - پیمان بستن سپاه ایران
ببندید یکسر میان یلی
ابا گرز و با خنجر کابلی
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۹ - ادامهٔ جنگ سپاه ایران
چو شیروی دید آن درفش یلی
به کین روی بنهاد با پردلی
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲ - داستان زاده شدن زال نوزاد سپیدموی سام
که تو خود مرا دیده و هم دلی
دلم بگسلد گر ز من بگسلی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گرشاسپ » بخش ۱ - تاجگذاری گرشاسپ، حملهٔ دوبارهٔ افراسیاب و آمادگی رستم برای نبرد
کنون چنبری گشت یال یلی
نتابد همی خنجر کابلی
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۹ - ورود سیاوش به توران، پذیرایی پیران و افراسیاب، پیوند با جریره و فرنگیس و بنیاد سیاوشگرد
پدر پیر سر شد تو برنا دلی
نگر سر ز تاج کیی نگسلی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۷ - تاجگذاری گشتاسپ نزد زریر، آمدن قیصر و کتایون، و سپردن تخت از لهراسپ
پدر پیر سر شد تو برنادلی
ز دیدار پیران چرا بگسلی
فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۴ - خان سوم اسفندیار: هشدار گرگسار، کشتن اژدها با گردون تیغدار و بیهوشی از دود زهر
زرهدار با خنجر کابلی
به سر بر نهاده کلاه یلی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۱۴ - بیماری و مرگ اردشیر، اندرز به شاپور در پیوند دین و شهریاری
سرانجمن بد ز یاران علی
که خوانند او را علی ولی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اورمزد نرسی » پادشاهی اورمزد نرسی
سر مژه چون خنجر کابلی
دو زلفش چو پیچان خط مغولی (؟)
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۳۲ - جنگ خسرو و بهرام چوبینه، گرفتاری شاه در غار و نجات یافتن از سروش
نه از کاهلی بدنه از بد دلی
که در جنگ بد دل کند کاهلی
فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۱۸ - شکست تژاو از بیژن، ربودن تاج و اسپنوی و لشکرکشی پیران به کین
درنگ آمدت رای از کاهلی
ز پیری گران گشته و بددلی
فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید » شمارهٔ ۳۳ - نیز ازاوست
من بدین بیدلی و دوست بدین سنگدلی
من بدین محتملی یار بدین مستحلی
یار معشوق من از مستحلی بر نخورد
تا نیاید زمن این بیدلی و محتملی
بفریباند هر روز دلم رازسخن
[...]
ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۶
ای آنکه به تن ز ارزوی مال چو نالی
از من چو ستم خود کنی از بهر چه نالی؟
در آرزوی خویش بمالید تو را مال
چون گوش دل ای سوختنی سخت نمالی؟
بدخواه تو مال است که مالیدهٔ اوئی
[...]
ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۳
پیشهٔ این چرخ چیست؟ مفتعلی
نایدش از خلق شرم و نه خجلی
یک هنرستش که عیب او ببرد
آنکه زوالی است فعلش و بدلی
صبر کنم با جهان ازانکه همی
[...]
ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۵
ای به خطاها بصیر و جلد وملی
نایدت از کار خویش، خود خجلی
هیچ نیابی مرا ز پند و قران
وز غزل و می به طبع در بشلی
حاصل ناید به جسم و جان تو در
[...]
ناصرخسرو » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴
با گشت زمان نیست مرا تنگ دلی
کایزد به کسی داد جهان سخت ملی
بیرون برد از سر بدان مفتعلی
شمشیر خداوند معد بن علی
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۹۰ - پند دادن اثرط گرشاسب را
یکی خیره رایی دوم بددلی
سوم زفتی و چارمین کاهلی
