گنجور

خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۲۲۳

 

این جهان و آن جهان و هر چه هست

عاشقان را روی معشوق است و بس

گر نباشد قبلهٔ عالم مرا

قبلهٔ من کوی معشوقست و بس

۲ بیت
خواجه عبدالله انصاری
 

خواجه عبدالله انصاری » مناجات پیر انصار » شمارهٔ ۲۳۱

 

این جهان و آن جهان و هر چه هست

عاشقان را روی معشوق است و بس

گر نباشد قبله عالم مرا

قبله من کوی معشوقست و بس

۲ بیت
خواجه عبدالله انصاری
 

عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۴۶ - رزم شهریار با نقابدار زرد پوش

 

که در بند ارژنگ شاه است و بس

بدان بند کارش تباهست و بس

۱ بیت
عثمان مختاری
 

عطار » منطق‌الطیر » فی التوحید باری تعالی جل و علا » حکایت عیاری که اسیر نان و نمک خورده را نکشت

 

پس همه بر چیست بر هیچ است و بس

هیچ هیچست این همه هیچست و بس

۱ بیت
عطار
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۴٧٢

 

دوش خرد گفت بروح القدس

کز تو سؤالم همه اینست و بس

کاهل سخن را چو تو دانی بحق

راست بگو تا که گزین است و بس

گفت کنون قدوه اهل سخن

[...]

۷ بیت
ابن یمین
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۶۱۶

 

دل من طلبکار بار است و بس

ازین دل همینم به کار است و بس

شدم خاک و نگذشته بر من چو باد

ازو بر دل اینم غبار است و بس

به داغ فراموشیم ماند و رفت

[...]

۷ بیت
کمال خجندی
 

بابافغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۴

 

آتشم در جان و در دل حسرت جامست و بس

حاصل عمرم همین اندیشهٔ خامست و بس

جام یاقوت و شراب لعل خاصان را رسد

بی‌نوایان را نظر بر رحمت عامست و بس

صد سخن در ضمن هر یک نکتهٔ شیرین اوست

[...]

۷ بیت
بابافغانی
 

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۱

 

بزم وصلت دیده ام، آن زهر در جام است و بس

می شنیدم شربت لطفی، همین نام است و بس

دانه می ریزد، تغافل می کن و می بین نهان

شیوهٔ صیاد پی افکندن دام است و بس

جلوهٔ ناز از هزاران شیوهٔ خوبی یکیست

[...]

۸ بیت
عرفی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۱

 

تشنگی را مبدأ از آب است و بس

تشنگان را آب جذابست و بس

۱ بیت
نشاط اصفهانی
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین » بخش ۵۹ - نشاط اصفهانی

 

نیست‌چون یک شاهد اندر بزم و هر سو بنگری

طرّهٔ پرتاب و گیسوی پریشانست و بس

کثرت اندر عکس نبود ناقص توحید اصل

این تکثر خود بر آن توحید برهان است و بس

۲ بیت
رضاقلی خان هدایت
 

ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۴۹ - انسان و جهان بزرگ

 

فروزندهٔ مهر و ماه است و بس

کمین بندهٔ پادشاهست و بس

۱ بیت
ملک‌الشعرا بهار
 

صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۶ - قصیده در مدح حضرت مولی‌الموالی علی علیه‌السلام

 

غیر انسان هرچه باشد ظل انسان است و بس

معنی انسان همانا شاه مردان است و بس

هست هستی فی المثل جسمی که در وی جان علیست

وین بود روشن که بود جسم از جان است و بس

هرکه خود را سوخت بیباکانه چون پروانه دید

[...]

۳۰ بیت
صغیر اصفهانی