رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از دیگر مثنویها » پاره ۴
جامه پر صورت دهر، ای جوان
چرک شد و شد به کف گازران
رنگ همه خام و چنان پیچ و تاب
منتظرم تا چه برآید ز آب؟
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۲ - ستایش سلطان محمود
دل من چو نور اندر آن تیره شب
نخفته گشاده دل و بسته لب
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر
چنان بُد که ضحاک را روز و شب
به نام فریدون گشادی دو لب
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را
دو رخساره روز و دو زلفش چو شب
گشاده به نفرین ضحاک لب
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲ - خواستگاری فریدون دختران شاه یمن را برای پسرانش
مرا روز روشن بود تاره شب
بباید گشادن به پاسخ دو لب
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۴ - لشکرکشی سلم و تور به ایران
اگر بر شما دام و دد روز و شب
همی گریدی نیستی بس عجب
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۹ - ادامهٔ جنگ سپاه ایران
من و گرد گرشاسپ وین تیره شب
برین راز بر باد مگشای لب
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۳ - آگاه شدن مهراب از داستان و خشم گرفتن او بر سیندخت و رودابه
بر دختر آمد پر از خنده لب
گشاده رخ روزگون زیر شب
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۴ - حاضر شدن سام به درگاه منوچهر شاه و شرح نبردهایش در هندوستان و فرمان یافتن سوزاندن هندوستان و کابل را
به بگماز کوتاه کردند شب
به یاد سپهبد گشادند لب
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۵ - رفتن زال نزد سام، شکایت از پدر و نوشتن نامهٔ شفاعت به شاه
چو آن جامهها سوده بفگند شب
سپیده بخندید و بگشاد لب
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۸ - آمدن زال نزد منوچهر با نامهٔ سام و پذیرش خواستهٔ او
برفت و بپیمود بالای شب
پر اندیشه دل پر ز گفتار لب
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۵ - دشوار شدن زایمان رودابه، فراخواندن سیمرغ و زادن رستم از پهلوی مادر
چنین داد پاسخ که من روز و شب
همی برگشایم به فریاد لب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گرشاسپ » بخش ۵ - دیدار رستم با کیقباد در البرزکوه و آگاهی او از خواب شاه و بازگشت هر دو به ایران پس از شکست قلون
به نزدیک زال آوریدش به شب
به آمد شدن هیچ نگشاد لب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۶ - خان دوم رستم: تشنگی در بیابان، هدایت توسط میش و یافتن چشمه
بخفت و بر آسود و نگشاد لب
چمان و چران رخش تا نیمشب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۹ - خان پنجم و ششم رستم: تاریکی و دشت سبز، برخورد با دشتبان و اسیر کردن اولاد
چو یک نیمه بگذشت از تیره شب
خروش آمد از دشت و بانگ جلب
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۸ - نامهٔ گژدهم به کاووس از زور سهراب، ترک دژ و رای بر خواندن رستم
چو نامه به مهر اندر آمد به شب
فرستاده را جست و بگشاد لب
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۹ - نامهٔ کاووس به رستم، شتاب گیو به زابل و درنگ سه روزهٔ تهمتن
چو نامه بخوانی به روز و به شب
مکن داستان را گشاده دو لب
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۰ - خشم کاووس و فرمان بردار کردن رستم، زدن طوس، میانجیگری گودرز و بزم آشتی
همی باده خوردند تا نیم شب
ز خنیاگران برگشاده دو لب
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۲ - شب رفتن رستم با جامهٔ ترکان به بزم سهراب، کشتن ژندهرزم و گزارش برز او به کاووس
پیاده کجا بودهای تیره شب
تهمتن به گفتار بگشاد لب
