گنجور

عطار » بیان الارشاد (مفتاح الاراده) » بخش ۸ - در شرح نفس فرماید

 

لجام تقویش در کش توای دوست

که در اصل اوست تند و سرکش ای دوست

۱ بیت
عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۴۰ - در عیان پسر و اسرار منصور و اجازت از پدر خواستن فرماید

 

چه حاجت بود چندان گفتن ای دوست

که میبایست در طین خفت ای دوست

۱ بیت
عطار
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳

 

کی ببینم چهرهٔ زیبای دوست؟

کی ببوسم لعل شکرخای دوست؟

کی درآویزم به دام زلف یار؟

کی نهم یک لحظه سر بر پای دوست؟

کی برافشانم به روی دوست جان؟

[...]

۸ بیت
عراقی
 

سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲۴ - حکایت پروانه و صدق محبت او

 

که عیبم کند بر تولای دوست؟

که من راضیم کشته در پای دوست

۱ بیت
سعدی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۹

 

یارب آن خلدست یا رویِ جهان آرایِ دوست

یارب آن سروِ خرامان است یا بالایِ دوست

یارب آن عشق است یا مهرست یا شوق است چیست

بند بر بندم چنین در بندِ سر تا پایِ دوست

دل دمی خرّم نباشد گر نبیند رویِ یار

[...]

۸ بیت
حکیم نزاری
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۰

 

آخر بدین صفت که منم مبتلایِ دوست

ممکن بود ز من که نجویم رضای دوست

با عاشقان مجاز بود عشقِ عاشقی

کو ترکِ هر دو کون نگیرد برایِ دوست

کردم به عشق زیر و زبر خان و مان دل

[...]

۸ بیت
حکیم نزاری
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۷۱

 

عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست

شکّرست آن کام جان یا لعل شکر خای دوست

پرتو مهرست یا مهر رخ زیبای یار

قامت سروست یا سرو قد رعنای دوست

آیت حسنست یا توقیع ملک دلبری

[...]

۱۰ بیت
خواجوی کرمانی
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۱

 

جانم به لب رسید ز دست جفای دوست

عمر عزیز شد به سر اندر وفای دوست

گر دوست جان طلب کند از من فداش باد

سر چون کشم من ای دل مسکین زرای دوست

در قصد جان من اگر او را رضا بود

[...]

۱۰ بیت
جهان ملک خاتون
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۹

 

گر در هلاک من بود الحق رضای دوست

بادم هزار جان گرامی فدای دوست

آن دولت از کجا که شوم خاک درگهش

من خاک آن کسم که شود خاکپای دوست

جبریل وار یکقدم ار پیشتر نهم

[...]

۹ بیت
حسین خوارزمی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۶۹

 

برخیز، تا نهیم سر خود بپای دوست

جان را فدا کنیم، که صد جان فدای دوست

در دوستی ملاحظه مرگ و زیست نیست

دشمن به از کسی، که نمیرد برای دوست

حاشا! که غیر دوست کند جا بچشم من

[...]

۷ بیت
هلالی جغتایی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰

 

سرشته اند در گلم الا هوای دوست

سرتا بپای من همه هست از برای دوست

تن از برای آنکه کشم بار او بجان

جان از برای آنکه فشانم بپای دوست

دل از برای آنکه به بندم بعشق او

[...]

۱۰ بیت
فیض کاشانی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۱۹ - تلبیس دوم

 

نشان سرم جوی در پای دوست

سراغ دل از زلف گیر ای دوست

۱ بیت
یغمای جندقی
 

صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۲

 

از جان و سر دریغ ندارم به پای دوست

هر دم به موجبی سر و جانم فدای دوست

تا عمر جاودان دهدم دوست در عوض

زیبد که زنده زنده بمیرم برای دوست

ای دل ز جان بدر شو و ترک حیات کن

[...]

۹ بیت
صفایی جندقی